Not LiKe The OTheR GiRls

1 . چه باید گذشت ، از با تو بودنهای سربه گریبان، که پوچ می‌آلایند چرخش تیز نگاه

چه پست باید بود ، که از تلاطم امواج عشق، به سردی آستان غرور تعظیم نمود

چرا تمنای غریبانه من ، در فراغ احساس جان نمیگیرد؟

چرا فروغِ انوارِ سرخِ حماقت، بر شانه‌های عریانِ دژخیمِ جوانی نمی‌تابد؟

نفرین من برای تو، که همچو من ، به درک زایشِ انتظار برسی...

 

3. شما که هم ایرونی هستین، هم مسلمون، اربعین میفته 1 فروردین!! گریه میکنین یا میخندین؟؟

پ.ن: / پرسش:: بجز چن تا امام که هی واسشون گریه میکنین، آیا خدایی هست که براش گریه کنین؟

اگه خدا بالاترینه، چرا هی به امام زمان و ابوالفضل و حسین و بقیه قوم و خویشاشون سوگند یاد میکنید؟

نه خداییش دیگه! این جواب مارو بدین پلیز!

 

4. وقتی به دنیا آمدم آنقدر جا خوردم که تا دو سال قدرت حرف زدن نداشتم!

پ.ن: البته من پررو بودم! زودی وراجیام شروع شد!

 

5. حیف ! حیفِ اون ...

 

6.

I love your touch cold as ice , I love every single tear you cry
I just love the way you're losing your life ,I adore the dispair in your eyes
I worship your lips once red as wine

I crave for your scent sending shivers down my spine
I just love the way you're running out of life

 

7. هی تو! یه ذره خجالت بکش ! واسه سلامتیت مفیده!!!!!

عوارض جانبیم داره البته:: درد ستون فقرات، کشش ناحیه گیجگاهی، در بعضی موارد آنفارکتوس!

پ.ن: بابا 118!!

 

8. خستم، خیلی بیشتر از چیزی که تصورشو بکنی!

پ.ن : از زندگی اموختم ، که هیچوقت .... هیچوقت ....

 

 

سخن پایان :: NoT LiKe The OtheR GirlS

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٤
تگ ها : اجتماعی

MoMma loVeS heR BaBy aNd DaDdy loVeS You Too

از بلندای سادگی یک نگاه

از خروش نفسهای داغ

از فریاد گریه‌ای در جستجوی آغوشی پرمهر

از تلاش نافرجام اشکی که یارای افتادنش نیست

 

برای پاکی نگاهت ،که هنوز رنگ آلایش ندیده

برای عطر روح‌افزایی که با خود ، از دیار ناشناخته‌ای آورده‌ای

برای خنده‌ای از اعماق

برای صداقت تو ،که هنوز فراموش نشده.

 

زمزمه قصه‌های پریان،

در همهمه پیوستنِ قدمهایت به خاک، به یادگار مینشنید

بر دلی، که کهنه برگهای دفتر گذشته را

به افشره گلهای یخ، می‌آراید.

 

غمگین نغمه‌های دلت را، میخوانم

تا آرامش قلبت غایی نماید.

و وسعت نگاهت تا بی‌نهایتِ زندگی پرواز کند.

 

خسته‌ای

خسته راهی طولانی در انزوای پرتو ِ یک آغاز

آغازِ یک زندگی

زندگی

زندگی

 

تو آمدی؛

غرق در زندگی،

محتاج به عشق

انباشته در اشتیاق

...

به دیار جنگ و خون

نفرت و عشق

مستی و آَشفته حالی

 

تقدسِ قدمت

بر چشمهای خسته دلتنگی‌های جوانی

بر قلب زخمینِ روزگارِ غریبه

بر آستانِ سکوت

...

به آغوش میگرمت،

تا گرمای نحیفِ کودکیِ خود را به تو بسپارم.

به درگاه بالهای پروازت بوسه میزنم

تا زخم این شکستگی زود التیام یابد.

تولد

پ.ن:: هی کوچولو! میلادت مبارک!

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ دی ۱۳۸٤
تگ ها : ادبی

ظهور

در شتاب لحظه‌ها

در فراغ خاطره‌ها

در اندوه دلها

در نشیب قطره‌ها

در آستان گذر

در میان نیزه‌ها

در تلاطم ارواح خشکیده روزهای ناامیدی‌های بی‌شمار

در شماره نفسهای انتها

ظهور کدامین احساس را بازگو کنم؟

عطش بوسه ناب

از لب معشوقه مرگ

حسرت درهم امیختن اشک و شراب

تا به کی میخواندم

تا به کی از اوج تا اوج

بی‌مهابا گریزان باید بود؟

از میان سبزه‌زارهای سوخته تخیل

نجوایی ناممکن

سکوت فردای سیاه میشکند

آسمان ، زمین ، آینده .

به کدامین گورستان

خواب شیرین آرامش دفن کنم؟

 ظهور

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٤
تگ ها : ادبی

JiNGle BeLL

برادر زاده، آنکه به تازگی از خون مقدس به وجود آمده است، با نام خانوادگی خود، دروازه ها، تاقها و سقفها را میسازد، آنان، برهنه، بیرون رانده شده، و تا دم مرگ دنبال خواهند شد، سپس، رنگ سبز آنان نیز، به رنگ سرخ و سیاه، تبدیل میشود.

نوستراداموس- سانتوری 10- بیت 30

 

سومین ضد مسیح هم اومد!!

کریسمس مبارک...

Space Man Come Traveling On a ShiP FrOM a Far

It was light Years Of Times Since is Machine Did Start

On over Of a Village He Holded his Craft

 

 

 

 

...And iT Hung THe sKy.. Like a Star

کریسمس

 

هی پاپا نوئل، میشه امسال واسه من یکم اعتماد هدیه بیاری؟

 

کریسمس

 

* تو کشوری که جواز ورود به عیاش خوانه بهشتی آدم کشیه، واسه کسی مهم نیست که حیوانات بیگناه کشته شن!

اشاره::جمعه، تو دانشگاه آزاد تبریز یه خرس از گونه نادر اومده بود، و چون داروی بیهوشی موجود نبود، با کمال افتخار و آرامش، و به شیوه کاملا انسانی، کشتنش!

 

سخن پایان: سخن کم گوی و گزیده گوی !!

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ دی ۱۳۸٤
تگ ها : اجتماعی