S E V D I M

1. در تمام عمر، شاید تنها گناهم این بود که از خواب گلها شعر میدزدیدم، تا به نشانی دخترکی در رویاهای کودکی ام پست کنم.

 

2. اگه تمساح ها زبان داشتن، چه داستانها از اشک ریختن ادمها تعریف نمیکردن!

2..2. با غم عشقت چه کنم؟بمونم یا بمیرم؟ اشکامو پاک کنم یا نه؟ جواب اشکامو بده، یه جایی دارم تو دلت؟ یا عشق ناقابل من کهنه شده تو خاطرت؟ اشکامو پاک کنم یا نه ؟ ... ..

پ.ن : سایه تو وردار و از اینجا برو!

 

3. در قرن 26 که ادمها کمترند و نسل روباتهاست، 2 تا روبات عاشق هم میشن!

_ خانم 3k5-275 عزیزم! ممکنه من شمارو 3k5 صداتون کنم؟

_ jhnan جونم! امروز خونه تنهام! بیا سنگ 52 قمر زحل، اتاق z98 !

اون موقع اگه ایرونی مونده باشه، آیت ا.. 256Ay رییس نظامیه، هوشنگ گنجی رو بدلیل نشر مفاسد اجتماعی، توهین به مقدسات میندازه زندون! تو یکی از حلقه های مریخ!

 

4. وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود ، و در تمام شهر ،قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند. وقتی که چشم های کودکانه ی عشق مرا،با دستمال تیره ی قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من، فواره های خون به بیرون می پاشید .
وقتی که زندگی من دیگر چیزی نبود، هیچ چیز بجز تیک تاک ساعت دیواری ،دریافتم، باید. باید. باید. دیوانه وار دوست بدارم....

 

5. جوونای امریکایی با کامپیوتر چیکار میکنن؟

شهیاد و امراه : بی تو هرگز!

ایران باید سکوی پرتاب ...[ببخشید!] ظهور امام زمان شود! نقطه سر خط!

هاله نور ، احاطه گر رئیس جمهوری . آیا امام زمان در راه است؟؟؟؟؟؟!

سرنوشت یه دختر 20 ساله که ....

چه غذاهای لذیذی!! خانومای بالا 14 سال وارد نشن!

 

6. در دنیا جریانی دائمی برقرار است:: دخترها دنبال شوهر میگردند، و شوهرها هم دنبال دختر!

 

6+ : بعضی آدما، وزیر میشن یا نمیشن! وزیرا یا خردمند میشن یا جادوگر! جادوگرا یا قدیس میشن، یا 666 !!!!!!!!

 

7. تا گرم آغوشت شدم، چه زود فراموشت شدم!! موندن و ساختن و سوختن، همه یادگار عشقه، انتقام از تو گرفتن، کار من نیست، کار عشقه ... ..

 

8. در جشن تولد یک خانم خواننده معروف، جهت عرض تبریک گفته شد: هنرمند عزیز، 28مین سال تولد، و 36مین سال فعالیت هنریتونو تبریک میگم!

 

9. هجوم دیوانه وار قطره های باران را دوست دارم. لذت غریبی دارد این شهوت داغ آسمان!
ببارید، ببارید بر تن عریان خیالم، که آرام، بر تخت پرواز منتظر است. ببارید، ببارید، ببارید، شعله های هوس ِ اهوراییم، بیش از این یارای ماندن ندارند...

 

10.

aLone

 

11. بیکران!

 

12.

She's into new sensations new kicks in the candle light
She's got a new addiction for every day and night
She'll make you take your clothes off and go dancing in the rain

She'll make you live her crazy life but she'll take away your pain
like a bullet to your brain

13. __S E V D I M__

پ.ن:: هنوز یادت نیومد 230 چیه؟

(¯´v´¯) (¯´v´¯) (¯´v´¯) (¯´v´¯)

مسئــــــله ::پارچه ای داریم به طول 1متر و عرض 75سانتی متر، در صورتیکه 11 دختر بخواهند از این پارچه برای خود مانتو درست کنند، تعیین کنید: مانتوی هرکدام چند سانتیمتر بالای زانو یشان قرار میگِرد و از پارچه باقیمانده، چه تعداد مانتو دیگر درست میشود؟

معما :: نیویورک و دوشیزه چه فرقی باهم دارن؟

جواب::نیویورک همون نیویورک میمونه، اما دوشیزه نه!

نکته :: با دو دسته از مردم نباید همنشین شد: اول زنها، دوم مردها!

نکته :: شجاع کسیه که بره رستوران غذا بخوره و بدون پرداخت صورت حساب بره .و جسور کسیه که فرداش دوباره بره همون رستوران!

نکته :: &855$3@!×؟ : -+00*^77*)(}"'\:,`%%#([]}

پرسش :: با این وضع که پیش میره، و با توجه به قانون جدید فیلترینگ و مجوز و بقیه خزعبلات، اسم وبلاگ سوممو چی بذارم ؟؟!!!!!!!!!!!!

(¯´v´¯) (¯´v´¯) (¯´v´¯) (¯´v´¯)

سخن پایان :: The ShoW MuSt Go On

پ.ن: هنوزم تو شبای آفتابی، هوس آب آلبالو خوردن میکنی؟

روز فریاد ِ حیاتت نیک!

پ.ن : -------------------------------------------------------------

 

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٤
تگ ها : اجتماعی

نفس

1. یه نوسان تانژانتی لازمه که تعداد واژه هارو ببره بالا!!

 

2. این برره هم پره استعارس! واسه همه مسائل روز یه تیکه ای آوردن!ایول مدیری!

 

Se . . . M __ .3 __

پ.ن:: 230، تورو یاد چی میندازه؟

 

4.چه کم داریم برای فریادِ آسمان؟ تنها میشنویم... تنها...

بشتابید ای فرداهای بهتر

دلهامان بیش از این طاقتِ پایان ندارند

نهایت را بشکنید

میخواهیم نفــــــسبکشیم!

 

5. آخ چه حالی میده ! بریز! بازم بریز! پر کن این....

_ آهای پاشو بسه چقد میخوابی؟؟

پ.ن: !!! SHIT

 

6. هی تو! تا کی میخوای اون زیر بمونی؟؟ خاکارو بزن کنار! وقت جوونه رسیده... زود باش!

 

7. باز دوباره فیوز رومانس دلم پریده! آخه میدونی، فوتون ها ، آلزایمر گرفتن، شایدم اثر آنفولانزا باشه! عصای سفید اشتهامو گم کردم، در ِ قفس ِ خوابمم وا مونده بود!

خلاصه بگم ، که بدونی، میخوام ترورت کنم! آ ر ه !

 

سخن پایان :: _____ سکوت ______

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٤
تگ ها : اجتماعی

کرختی

در فراسوی نگاهی تازه

چشمانی هراسان

ابهام سکوتی دیگر را رقم میزند.

ای اهورای شبهای بی کسی

جز تو که داند چه مردنی دارد این لذت نافرجام...

ای نجوای درونی،

روح یخیم را به دستان باد میسپارم

تا از نگارگران فصلی تازه باشد.

 

-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+

* ما ایرانیها توانایی تبدیل کره زمین به مستطیل را داریم!!

 

* لینک اهنگ متهم گیخت! یه ذره تاریخ مصرف گذشت! بذارین تو حساب کالاهای تاریخ مصرف گذشته دیگه ایرونی!!!

 

* اینجا رم ببینین. مال یه بچه باحاله که بعد 2 سال دوباره اومده تو خط وبلاگ! اینم سایتشه ..خلاصه بچم حسابی معروف شده!!

پ.ن::: رفتم یه نقشه نو بگیرم، گفتن نداریم! احتمالا دارن اسراییل و امریکا رو پاک میکنن!! آره یه ذره شلوغ پلوغ شده این نقشه!! باید تمیزکاری کرد!!

پ.ن::: شمام بهتره نقشه هاتونو ببرین پیش این رییس مشنگ ما (منتخب شورای نگهبان!) اسراییلو از روش پاک کنه!

 

***حسش نیس! همین بسه!

-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+

 

نکته :: این گفته... ( بدلیل سیاسی بودن بیش از حد، سانسور شد!)

-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+

نیازمندیها :: به یک .... برای .... نیازمندیم .

-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+~-+
سخن پایان :: من محکومم به جرم بودن در این دنیا اسیر زندگی باشم

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٤
تگ ها : زندگی

چشمهارا باید شست

 

درود به همگی. در ابتدا باید بگم این پست یه کم طولانیه و احتیاج به تفکر و واقع گرایی داره.

بدون هیچ مقدمه میرم سر اصل مطلب::

 

پس از نبرد دلیرانه و رزم پهلوانی قادسیه وکشته شدن سپهسالار ایران "رستم فرخزاد" به دست اعراب که توفان شن بر سپاهیان ایران فرو ریخت و مایه شکستشان شد، نیروهای رزمنده ایران پراکنده شدند.
یزدگردسوم شاهنشاه دلاور و بیباک ایران، به امید فراهم کردن نیروهای کار آمد و پیکارجوی تازه، تلاشی همه سویه را آغاز کرد. میان نبرد قادسیه تا نهاوند، چهار ماه به درازا کشید. عمرابن خطاب در این میانه نامه ای به شاهنشاه ایران می فرستد که پاسخی دندان شکن دریافت می کند.
او در این نامه یزدگرد را به خدا پرستی و دست کشیدن از آتش پرستی و روی آوردن به خدای تازیان به نام "الله و اکبر" و پذیرفتن دین اسلام فرا می خواند.

::::::::::::

نامه عمربن الخطاب به یزدگرد سوم ساسانی ، شاهنشاه پارس
( اصل این نامه در موزه لندن نگهداری می گردد )

 

از: عمربن الخطاب خلیفه المسلمین
به :
یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

 

یزدگرد! من آینده خوبی برای تو و ملتت نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا قبول کرده و بیعت نمایی. زمانی سرزمین تو بر نیمی از جهان شناخته شده حکومت میکرد لیکن اکنون چگونه افول کرده است؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی برای نجات به تو پیشنهاد می کنم. شروع کن به عبادت خدای یگانه ، یک خدای واحد ، تنها خدایی که خالق همه چیز در جهان است. ما پیغام او را برای تو و جهان می آوریم ، او که خدای حقیقی است. آتش پرستی را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستی را که کذب می باشد متوقف کنند و به ما بپیوندند برای پیوستن به حقیقت.

الله خدای حقیقی را بپرستید ، خالق جهان را. الله را پرستش نمایید و اسلام را بعنوان راه رستگاری خود قبول کنید. اکنون به راههای شرک و پرستش کذب پایان داده و اسلام را بعنوان ناجی خود قبول کنید. با اجرای این تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسیان را پیدا خواهی نمود. اگر تو بدانی چه چیزی برای پارسیان بهتر است ، تو این راه را انتخاب خواهی کرد. بیعت تنها راه می باشد.

الله اکبر

(محل امضای عمر)
خلیفه المسلمین
عمربن الخطاب

 

 

پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن خطاب

 

از: شاهنشاه ، شاه پارس و غیره ، شاه کشورها ، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها ، شاه پارسها و دیگر نژادها و نیز تازیان ، شاهنشاه پارس ، یزدگرد سوم ساسانی.
به:
عمربن الخطاب ، خلیفه تازی

 

به نام اهورا مزدا ، آفریننده جان و خرد. تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را بسوی خداوندت الله اکبر هدایت کنی ، بدون دانستن این حقیقت که ما که هستیم و ما چه را پرستش می نماییم!

شگفت انگیز است که تو در جایگاه خلیفه تازیان تکیه زده ای! با اینکه خردت به مانند یک ولگرد پست تازیاست ، ولگردی در بیابان تازیان ، و مانند یک مرد قبیله ای بادیه نشین!

مردک! تو به من پیشنهاد می کنی که یک ایزد یگانه و یکتا را پرستش نمایم بدون اینکه بدانی هزاران سال است که پارسها ایزد یکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت می نمایند! سالهاست که در این سرزمین فرهنگ و هنر ، این راه عادی زندگی بوده است.

زمانیکه ما سنت میهمان نوازی و کردارهای نیک را در گیتی پایه گذاری نموده و پرچم ” پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک “ را برافراشتیم ، تو و نیاکانت بیابان گردی می کردید ، سوسمار می خوردید زیرا که چیز دیگری برای تغذیه خود نداشتید و دختران بیگناه خود را زنده بگور می نمودید!

مردم تازی هیچگونه ارزشی برای آفریدگان خداوند قایل نیستند! شما فرزندان خدا را گردن می زنید ، حتی اسیران جنگی را ، به زنان تجاوز می کنید ، دختران خود را زنده بگور می نمایید ، به کاروانها یورش می برید ، قتل عام می کنید ، زنان مردم را دزدیده و اموال آنها را به یغما می برید! قلب شما از سنگ ساخته شده ، ما تمام این اعمال اهریمنی را که شما مرتکب می شوید محکوم می کنیم. چگونه شما می توانید به ما راه خدایی را تعلیم داده در حالیکه این گونه اعمال را مرتکب می شوید؟

تو به من می گویی پرستش آتش را متوقف کنم! ما ، پارسها عشق آفریدگار و نیروی او را در روشنی آفتاب و گرمای آتش مشاهده می نماییم. روشنی و گرمای آفتاب و آتش ما را قادر می سازد تا نور حقیقت را مشاهده نموده و قلبهایمان را به آفریدگار و به یکدیگر شعله ور نماییم. به ما کمک می کند تا به یکدیگر مهر بورزیم ، ما را روشن نموده و قادر می سازد تا شعله مزدا را در قلبهایمان زنده نگهداریم.

خداوندگار ما اهورا مزداست و عجیب است که شما مردم نیز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله اکبر نامگذاری نمودید. اما ما مثل شما نیستیم ، ما با شما در یک رده نیستیم. ما به نوع بشر کمک می کینم ، ما عشق را در میان بشریت می گسترانیم ، ما نیکی را در زمین می گسترانیم ، هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستای احترام به فرهنگهای دیگر گیتی ، درحالیکه شما بنام الله سرزمین های دیگر را مورد تاخت و تاز قرارمی دهید

شما مردم را قتل عام می کنید ، قحط وقلا می آورید ، ترس و فقر برای دیگران ، شما به نام الله اهریمن می آفرینید. چه کسی مسئول این همه بدبختی است؟

آیا این الله است که به شما فرمان می دهد تا بکشید ، غارت نمایید و تخریب کنید؟ آیا این شما رهروان الله هستید که بنام او این اعمال را انجام میدهید؟ یا هردو؟

شما از گرمای بیابان ها و سرزمینهای سوخته بی حاصل و بدون منابع برخاسته ، شما می خواهید از طریق لشگر کشی و زور شمشیرهایتان به مردم درس عشق به خدا دهید ، شما وحشیان بیابانی هستید ، در حالیکه می خواهید به مردم شهر نشین مانند ما که هزاران سال است در شهرها زندگی می کنند درس عشق به خدا بدهید! ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داریم ، که به راستی یک ابزار نیرومند می باشد! به ما بگویید؟ با تمام لشگر کشی هایتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به این ارتش اسلامی چه آموخته اید؟ شما چه چیز به مسلمانان آموخته اید که بر آن ابرام می ورزید تا آنرا به دیگر ملل غیر مسلمان نیز بیاموزید؟ شما چه فرهنگی از این الله خود آموخته اید ، که حالا می خواهید به زور آنرا به دیگران تعلیم دهید؟

افسوس آه افسوس... که امروز ارتش های پارسی از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما می باید همان خدا را پرستش نماییند ، همان پنج نوبت در روز را ، اما با زور شمشیر و او را به عربی عبادت نمایند . پیشنهاد می نمایم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بیابانهای خود به جایی که در آن زندگی می کردید برگردید. آنها را به جایی برگردان که در آن عادت به سوختن در گرمای آفتاب را دارند ، زندگانی قبیله ای ، خوردن سوسمار و نوشیدن شیر شتر ، من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمین های حاصلخیر ، شهرهای متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاری. این ”جانوران قسی القلب “ را ، برای قتل عام مردم ما ، دزدیدن زنان و فرزندان ما ، تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسیر ، آزاد مگذار! به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اینگونه اعمال شوند ، به رفتار جنایتکارانه خود پایان ده.

آریایی ها بخشنده ، گرم ، میهمان نواز و مردمی نجیب بوده و هرجایی که رفته اند آنها بذر دوستی خود را گسترانده اند ، عشق و خرد و حقیقت. بنابراین ، آنها نباید تو و مردمت را برای رفتار جنایتکارانه و راهزنی مجازات نمایند.

من از تو درخواست می کنم که با الله اکبر خودت در بیابانهایت بمان و بهشهرهای متمدن ما نزدیک مشو زیرا که اعتقادات تو ” خیلی مهیب “ و رفتارت ” بسیار وحشیانه “ می باشد.

 

(محل امضای یزدگرد سوم )
شاهنشاه یزدگرد سوم ساسانی

 

پ.ن: و امروز، ایران، با برچسبهای تروریست، دیکتاتوری، کمونیست،و .... باید در جهان مطرح بشه! و تنها دغدغه حکومتش، نابودی اسرائیل و امریکا و انگلیس و ... باشه!

کسانی که به بهشت و جهنم اعتقاد دارند، بدانند، که در کشوری زندگی میکنند که شعله هایش از اتش جهنم سوزانتر است. کشوری که در آن حق در زندان، و نفرت در دلها موج میزند.

 

 

 

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آبان ۱۳۸٤
تگ ها : اجتماعی