چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٤


صد دانه یاقوت ...

* از شدت روشنایی این دنیا ، عینک دودی میزنم!

 

* شب چله، نامفهوم تر، و دلگیر مث شبهای دیگه!(البته واسه من!)

خوش باشین، شاد باشین و ...

پ.ن: نمیخواسم آپ کنم! چون واقعا هیچ حسی نیس!

 

این انار تقدیم به همه اونای که واسشون این شب خیلی مهمه... همه ... همه عاشقا... و صد البته! دل شکسته ها! !!! و ...


 

شب چله

انار

 

سخن پایان :: تا چارسوی افق پرواز میکنم، تا فراسوی زمان را در گستره عشق ِ بی پایان تو بیاد بسپارم... جدا از هر نفرتی!

کاش قلبم بدنبال یک سکوت و تنهایی، نفرت را همبستر نمیشد....

 

 

 

    [ CoMMeN† ]

چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٤


HaSTaLaViSta BaBy

1. آه ! دادم از دردِ بی‌درمان خود ، که چگونه شبهای سرخین حیاتم را ربود
که چگونه با جسارت آمد و ، به چارسوی زمان ، جلوه‌ای ابله گون هدیه داد.

2. خودمو آتیش میزنم میرم خیابون، این جوری وقتی میدوم کسی جلودارم نیس!

 

3.آخه نونِت نی، آبت نی، تبلیغ اسلام میکنی؟؟ ساعت 6 صبح اذانو میندازی تو بلندگوی مسجد که چی بشه؟؟ مث پتک بخوره تو کله مریضا، پیرا، آدمای کج اعصابی مث من؟؟ فک میکنی اینجوری اسلامت تبلیغ میشه؟؟؟

پ.ن: تشنه قدرت که میگن همینه! مسخ و دیگر هیچ!

پ.ن: وای بر اذهان چرکینتان، وای بر شما، که رنگ کثافت گرفته زمانتان...

 

4. این منو یاد گنجی میندازه...

پ.ن: من میخوام تو نقشه زندگیم، امروز نباشه.... چطوری پاکش کنم؟

پ.ن: هی تو!!! اون همه ادعا.. چی شد حالا؟ زکی! دیدی حالا!! دیدی کم میاری؟ حالا بشین هی از خودت بتعریف!

 

5. تمدن از شرق شروع شده، کم کم داره تو شرقم تموم میشه!

 

6. در جواب سوال هفته پیش، میگم::

ثروت، برای عشقِ علم اندوزی!

ثروت و علم و عشق، هر چی داشته باشی بازم کمه!

 

7. از وقتی به دنیا اومدم، همش جنگ بود و هست... این خالقِ یکتا، بجز میدون جنگ جای دیگه ای نداره توش آدم بکاره؟؟

پ.ن: چرا خاطره همش باید تو کوله بار باشه؟؟ من میریزمش تو قمقمه!! .... میدونی چرا؟

خوب بیــــــد؟؟ !!!

O|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|O

دیدنیها:: فرهنگ اصطلاحات جوات!

پ.ن: بیا تووو خودت بیا تووو !

O|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|O

نیازمندیها:: به یک دلاک، یک کارشناس مواد غذایی و رادیویی، یک معلم جمله سازی، و از همه مهمتر ، یک روانکاو خبره نیازمندیم!! واسه کی؟؟؟ خب معلومه دیگه! واسه مشنگمون!

O|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO

پرسش:: کی میدونه مرز کجاست؟؟

O|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO

سخن پایان ::

من و یه دنیای غریب،

من و تنهایی دل،

من وسیلی از اشک یخی،

من و اقیانوس خیال،

من و توهم حضور یار،
من و یک شب باران‌زده

از پرتو سرخ وصال.

    [ CoMMeN† ]

پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٤


LuCiFeR's aNGeL

 

1. همیشه دم سال نو(میلادی) سر این ملتِ بخت برگشته بلای آسمونی نازل میشه!

نکته: وقتی نردبون ِماشین آتش نشانی تهران(بزرگ) !! فقط تا طبقه اول برسه، معلومه که قاتل زهرا کاظمی میشه مامور رسیدگی به حادثه!

 

نکته: منوچهر هم مرد! و تلویزیون فاشیست ایران 1 کلمه هم هیچی نگفت!

یادش بخیر، 10-15 سال پیش، مسابقه هفته، صبح جمعه باشما، ...

روحش شاد....

پ.ن: 2 دقیقه سکوت. بخاطر مرگ این عزیز.

 منوچهر نوذریمنوچهر نوذری

محمود نورالدینمونم که رفته خدا رو ببینه ! لابد خدا هم بهش میگه WoW عجب نوری دورته پسر!! لامپاتو کجا شارژ میکنی؟

 

2. وزیر اموزش و پرورش اعلام کرده که مدارس باید اسلامی تر شن! "متأسفانه بسیاری از کتاب های درسی در حال حاضر مشکل دارد." !!

* زینب میره استغفرالله گویان الکلِ ازمایشگاه شیمیشونو بریزه تو توالت، تا از گلاب بجاش استفاده کنه!

مایکل و جورج هم دارن مکالمه انگلیسی میکنن، نیروی انتظامی میاد به جرم توهین به مقام حبسشون میکنه!

 

3. میدونی، کالبد متعفنت فقط هوا رو آلوده میکنه! .... تو چرا هنوز حیوون موندی؟؟

 

4. اونقد حالم خوبه که میخوام مویرگاتو دونه دونه از منفذای پوستت بکشم بیرون، باهاشون شال گردن ببافم! آخه میدونی؛ هوا سرد شده!

پ.ن: اینم اینجا هی زر میزنه :دیوونه نکن دلمو، آهم میگیره دامنتو عاقبت یه روز!!

پ.ن: به درک!

 

5. کسی نمیدونه من چرا اینجا موندم؟

 

6.ننگ و نفرین بر مرام و وجدان آنانی باد که برای انتقام از منتقدانشان، دل شکسته و رنجور یک مادر سالخورده را که در حسرت دیدار فرزندش شب و روز نمی شناسد، آماج کینه های شخصی خود قرار می دهند.

 

7. شبیخون زدند سپیدپوشان گنه، به سور شبهای مقدس.
دیگر آن اسب طلایی ،چنگ جادویی خود را ،چگونه از احساس بسراید؟

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پ. ن: ببینم، تو خجالت نمیکشی؟ نه ! میخوام بدونم این همه رو رو از کجات آوردی؟
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

پرسش:: علم بهتر است یا ثروت؟... عشق یا پول؟؟
سخن پایان:

You never lived you never died Your life has been denied

They call you Lucifer's Angel

    [ CoMMeN† ]

پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٤


I CaN Be Ur HeRo .... 2 NiGhT

- عشق به شرط چاقو!

- عشق تضمینی؛ با 6/. ماه گارانتی!

- عشقهای کهنه شما را خریداریم!

- فروش پاییزه عشق! با 100% تخفیف!

- عشق در 8:30 دقیقه!

- فروش عشق، از دیروز در تمام فروشگاههای زنجیره ای آغاز شد!

- عشق، با خدمات پس از فروش!

- عشق، با لوازم جانبی!

- یه یک عاشق ماهر نیازمندیم! ترجیحا با 5 سال سابقه کار!

- به دو نفر عاشق نیازمندیم!

- تارومار میکند، عشق کش تارومار!

- 3 راه عشق دو نفر!

- بدلیل تغییر مکان، عشقهای خود را حراج کردیم!

- عشقهای جدید، در بسته بندی کاملا بهداشتی!!تاریخ انقضا: 0.6 ماه پس از تولید!

- لطفا پس از مصرف، عشقهای خود را درون سطل زباله بریزید!

- فروش عشق، با چک کارمندی!

- ...

 

_ آقا این عشقاتون چندن؟؟

_ خانم دو کیلو عشق محبت کنین!

_میدون عشق میری؟ پول خرد ندارما!

_ هوی پسر! بیا این عشق مارو واکس بزن، دیرم شد!

_ فریــــد !! میری پایین ، این عشقارم بذار سر کوچه!

_! No ReSpoNse The LoVinG

_ مامان من اون عروسک ِ عشقو میخوااااااااااام!

_ ...

 

پ.ن( پشت ویترین) : مشتریان محترم، لطفا به دلها دست نزنید، عشق فروشی نیست!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

LoVe

    [ CoMMeN† ]

جمعه ٤ آذر ۱۳۸٤


My WorlD iS BreaKin; Fool eNouGh To Fall aGaiN

من چیزی از آبی رود نمیخواهم

چیزی از دشتهای گسترده نوازش

از سایه درختان کاغذی

و از پنجره‌های شبزده .

مغز بی‌پروای من

هنوز

در خاک باغچه پریده‌رنگ اعتماد

بدنبال بذر عدالت میگردد.

هرگز توقف نخواهم کرد

هرگز در میان مویرگهای مسموم حیات

به غمهای تنگ و خونین آدمی

نخواهم گریست.

من

به غوطه‌ور شدن خیالی در نگاه

و به افشره گلهای یخ مینگرم

میسوزم از این بیگانگی‌های غریب.

من

دلم

این دل دیوانه‌ام

یادگار قرنی‌ست که در آن

آدمیان

به سجود دیروز

برای لذت دو قطره خون

پشت درها نماز میگزاردند.

Flute

    [ CoMMeN† ]


>