uNFoRGiVeN

این وبلاگ واگذار میشود.

این زندگی نیز.

هر کسی میخواهد ، حراج است!

بشتابید که وقت تنگ است و مشتری زیاد!

 

 

wish

 

 

پ.ن : انیشتینم از فیلتر و مسدودیت در اومد!

 

 

پ.ن : یادمه که یه روزی یه عاشقی بهم اینو تقدیم کرد: پای سگ بوسید مجنون، خلق گفتند که شما چرا؟ گفت گاه گاه ، راهِ کوی لیلی میکند...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳۸٥
تگ ها : ris†a pena†

تموزِ سرخ امسال مث هرساله

نفسها مینوازند
نتهای دلتنگیم را.
در شبِ محزونِ ماه
آهنگی از احتیاج را سرمیدهند.
از میان خاکسترهای گرمِ خیال
ققنوسی دوباره،
جان میگیرد.
کاش میشنیدی
صدای بهم خوردن دستهای پرتوانی
که در گنگیِ محض
چهرهء خسته‌ات را نوازش میکنند.
کاش میدیدی
شعله‌های غم را
از پشت خنده‌های کودکانه.
...
قرصِ ماه ابرها را پس میزند.
امشب هم به نیمه رسید!
میروم تا به خوابِ خاطراتِ نداشته‌ام
بغلتم.

 

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٥
تگ ها : ادبی

I LOVE LONELY.VOL4

... روبروم شب و سیاهی، بی کسی پشت سرم، دارم از نفس میفتم، تو هجوم سایه ها، کاشکی بشکنه دوباره بغض این گلایه ها، اون که میشکنه تو چشمای تو تصویر منه، گم شدن تو این شب برهنه تقدیر منه..

پ.ن: بیس ساله که مضمون زندگی همینه!

 

... پرستار درو وا میکنه، میگه مژدگونی!!.. بچه تون ...

میگن کامپیوتر دختره... حالا وبلاگ چیه؟؟ اونم مالِ من؟؟!!!

 

سوال:: جنسیت این وبلاگ رو تعیین کنین!!

 

:: ســــه سال گذشت و به عبارتی ورژن بلاگم یکی دیگه رفت بالا!

:: هی تو! کوچولوی من! ای که زخم فیلتر چشیدی ! ای که کل و کل و دعوا دیدی! ای که دوستای خوب و ناخوب دیدی! ای که بیتو خودمو .... !

تـــــــــولدت مبـــــارک !

 

توخودت خبر نداری... وقتی میفهمی که خیلی دیره!

دیگه کار از کار گذشته ... دلِ دیوونه من ...

پ.ن: هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد ، بالاخره روشنایی است!

پس هرگر نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش!

 

تولد چهارسالگی وبلاگم

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ تیر ۱۳۸٥