سه‌شنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٥


خوشگلا باید برقصن!

 

یکی دیگه به جمع بی عقلان اضافه شد ...

پ.ن: از اول تا آخرش خیره نگات کردم ... انگار همون بچه دیروز نبودی که هی باهام قهر میکردی...

هم واست خوشحالم و هم متاسف ...

احتمالا الان که دارم اینجا رو آپ میکنم، تو داری ....

وقتی یه فوق دیپلم کامپیوتر نمیدونه چطوری میشه با NeRo ، سی دی صوتی زد ...

وقتی که پشت یه چادر سیاه، یه حوری شهوت انگیز پنهان شده ...

وقتی که نمیتونی به هیچ نحوی خودتو نجات بدی ...

وقتی که گلی به سبزه آراسته میشود ...

وقتی که تنت از تب میسوزه و دوس داری تو بغل یه شاهزاده یخی بخوابی ...

وقتی که هیچ چیزی کامل نیست ...

چطور انتظار داری پاشم باهات برقصم؟؟

همون بهتر بشینم Basic Instinct II ببینم!

نیازمندیها :: به یک اتاق پرو ، جهت پرو آدمها نیازمندیم. ترجیحا در 10 متر مکعب.

سخن پایان :: همه میدونن که چشا(م) آخرشه!


    [ CoMMeN† ]

چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٥


aMoR lloRaR

 

 

خبر فوری!!! Aug. 27 12:30 am

 

در پی برخی اخبار غیررسمی از سایت‌های مختلف، زمین در تاریخ 27 آگوست 2006 میلادی ساعت 12 نیمه شب، 2 ماه خواهد داشت !!!

 

 

 

شاید!

 

!!!!!!!!!!!!

1. خودش رفته درسشو خونده، حالشو کرده، الانم که وقت بیکاریش میشینه ویروس مینویسه! بعد اومده به ما میگه شما باید کار کردنو از صفر شروع کنید!

جناب استاد!

من*یک انسانم، و طرفدار برابری زن و مرد. و هر روز باید شاهد بگیرو ببندهای جوونای بدبخت باشم. من در کشوری زندگی میکنم، که پیام آور پاکی و آزادی و عدالت (زرتشت) زاده اونجاست.

من در کشوری زندگی میکنم، که زن یعنی آشغالای خونه، که ساعت 9 باید بذاری کوچه. و اون کوچه، تختخوابیه، که یه موجودِ عظیم بنام مرد، منتظره.

من در کشوری زندگی میکنم، که هر روز آمار بیماران لاعلاج، کاتن خوابها، جوونهای بیکار، فقر، فحشا، دزدی، خودکشی، افسردگی و ... میره بالا.

من در کشوری زندگی میکنم، که حکم دانشجو، یا زندانه، یا اعدام یا اخراج و یا مفقودالاثر شدن.

من در کشوری زندگی میکنم، که شادی، مساوی با شلاق، زندان، بی آبرویی، سنگسار و مرگه.

من در کشوری زندگی میکنم، که زندگی معنایی نداره.

من در کشوری زندگی میکنم، که با گفتن این حرفا، هر لحظه ممکنه یا فیلتر شم، یا زندانی و یا اعدام!

من در کشوری زندگی میکنم....

*: یک ملتِ ذلیل و بدبخت و توسری خور!

و حق دارم که بوف کور بخونم، The Wall نگاه کنم، GiTANo SoY گوش کنم، تو تاریکی به چشمای گربه نگاه کنم...

حالا تو به من میگی امیدوار باشم و با انگیزه درس بخونم و برم کانون تبلیغاتی باز کنم؟

پ.ن: آخه تو که میدونی بقیه چه طرز فکری دارن، چه اصراری داری حرفتو به کرسی بنشونی؟؟ بابا ولشون کن دیگه! الکی اعصابتو نریز بهم!

2. مگه هنوز چند سالمه؟

پ.ن : حیف!

پ.ن : باشه! قبول! دیگه چی؟؟ اما هر اتفاقی افتاد گردن خودته!

4. خیلی پررویی.. خیلی!

پ.ن: تو هم همینطور!

3. من نمیدونم اینا چی دیدن تو ازدواج! هی فِرت فِرت میرن عروسی میکنن!!

پ.ن: بارالاها!! به اینا یه کم عقل بده، به من یه عالمه پول بده!

6. و کودکان پاک، محبت را در چراغهای رنگین مغازه های اسباب بازی فروشی جستجو میکنند
تا بتوانند در خیابانهای پر دود به آن برسند ...

5. میدونی!! نمیدونم کی هستی، اما شدیدا باهات حال میکنم! موفق باشی فرزندم...

تبلیغات:: وبلاگ جدیدمون افتتاح شد ::: DaRK LyRiC :::

توضیحات :: شعر و دیگر هیچ !

نیازمندیها:: به یک باربرِ قوی، جهت حمل بار سکوتمان نیازمندیم.

به یک ماساژور، جهت ماساژ عضلات کرختِ شانه هایمان نیازمندیم.

سخن پایان:: uN Dia Suel†a De FeliCiDaD


 

 

 

    [ CoMMeN† ]

سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٥


90 - 60 - 90

1. تا حالا حرف زدن دختر هرزه ها رو نشنیده بودم! یه جورایی شبیه ... ممم ... خوب! صدرحمت به لات و لوتای باغ گلستان!شایدم درب گجیل!!

 

2. با هیچ زبونی که حالی نمیشی ! دیگه من چیکارت کنم؟

 

3. شب آخر یه کاغذ محتوی دعا ، آورد از درختمون آویزون کرد. گفت 40 روز باید بمونه... بعد خودش از بین میره!!!! ؟؟!! یاد MiSsIoN iMPoSiBle افتادم که یارو عینکش بعد از 40 ثانیه منفجر میشد!

پ.ن: 39 روز دیگه ، اومدین دیدین نیسم، بدونین به لقا واصل شدم! علت مرگ :: انفجار یه تیکه کاغذ!

ااااا میبینی سَن آللاه!!

پ.ن: همین الان یدونه از این وصیتنامه ها انداختن حیاط!!

... اگر جهت فرزند دار شدن بخواند، خداوند پسری به او عطا میکند!!!!!

... خیلی دوران بدی شده!! زنان حجاب اسلامی را رعایت نمیکنند!!!

پ.ن: Oh ShiT!!

 

4. همین جوری داره میدوه، دورو برشم کاری نداره! 4 روز دیگه میشینی میگی آخ پام!

 

5. داری خوابای ساتانیزمی میبینی، رفیقت زنگ میزنه میگه : صاحب کارخونم ماهی 1میلیارد درآمد داره.اونوقت من واسه 100 تومن باید وام بگیرم!

پ.ن:

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

پ.ن:

آدمای امروزی همدیگه رو دوس ندارن تو دلای سنگیشون جایی واسه هم ندارن

جای عشق نفرته و قصه نامهربونی با اسکناس میشه خرید دوستی و همزبونی

پ.ن: فروشی نیس!

 

6. 90 - 60- 90

SMaiL YK -BoMBaBoMBa.Com

از اینجا دانلود کنید

 

    [ CoMMeN† ]

چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٥


دل خوش سیری چند

 

 

سقوط دل‌انگیزی دارد،

تن یخزده‌ای بر بستر خواب.

چهره‌ها میشکنند،

نفسها مینوازند،

بوسه ام در میان‌پرده رویا گم میشود.

و هرروز ،

یک روز از آمدنم کم میشود.

چرا دیگر رنگ سکوتم را نمیبینی؟

"شخصی فریاد میزند: دل خوش سیری نیست"

اتاقِ من هنوز، از تلاوتِ خشمت گرم است..

میخواهم در تو حل شوم!

Dreams

    [ CoMMeN† ]

یکشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٥


FoRGo††eN HoPes

 

1. من همان جوجه تیغی هستم،

که در حسرت آغوشی گرم،

تیغهایم را کندم،

ولی افسوس،

نمیدانستم که أغوشها
تنها جای حوریان زیباروست.
اکنون
من ماندم و
تن خون آلودم
که نفسهای آخر را میکشد.

2. وقتی بچه ای، میگی میخوام بزرگ شم! وقتی که بزرگ شدی، میگی کاش همیشه بچه میموندم...

پ.ن: پس آدم بزرگا کی بزرگ میشن؟؟؟

 

3. میگن که، دستا همه بالا برقصین همه یالا، یعنی تمام آدما خوشگل شدن جدیدا؟؟

پ.ن : هی خانوم کجا کجا؟؟؟ بیا اینجا! اونجا نه!!

پ.ن: دیگه ازت بدم میاد عروسکی عروسکی، تو خوشگل و بانمکی!!

پ.ن: بایک تلفن، پیتزای سفارشی حتی تو خواب، مثل شایه باهاتم!

 

4. مث اون مگسی هستی که روی هر چی میشینه، دستاشو بهم میماله...

 

پرسش:: چرا رُز (تایتانیک) بااون همه کبکبه و دبدبه، ناخنهای دستش کوتاه بود و لاک نداشت؟؟؟

 

سخن پایان:: تمام تنم، خونینِ زخمهاییست، که از اشکهای نریخته‌ام میسوزند.

 ZenDoN

    [ CoMMeN† ]


>