جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧


بهار...

Karadır kaşların kara, sineme açtın yara
Beni dünyada avara eden bin beter olsun

Ah güzel geçersen bir elime çekerim seni yenide
Benim şimdiki halime gülen bin beter olsun

هدیه آسمونی من، بهارِ نو مبارک.

    [ CoMMeN† ]

پنجشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٧


Solo PaRa †i Mi aMor

ستاره دریایی،

آرام بسترِ جلبکها را

نوازش میکند

و حبابها میدرخشند.

به رقصِ این ترانه،

قلبِ آفتاب میخندد

و دریا،

آرامشِ فریاد را

به تصویر میکشد.

در اوجِ تنهاییِ ماه

با من برقص!

و غزلِ یکتایی را

به چشمانت بسپار.

زندگی کوتاهست و لحظه ...

لحظه میگذرد و نگاه ...

نگاه میماند و راه ...

همیشه طولانیست.

من لحظه‌ای از رازم را

به دنیای شیرینِ روزگار

نخواهم فروخت ...

به قسمی که سالهاست خورده‌ام

و رویایی که چند صباحیست

رخسارِ حقیقت دربر گرفته.

حقیقتت را به زندگی نخواهم فروخت،

نامت را و حتی

رعدِ دل‌آزارت را.

مرگِ مرا در نفسهایت دفن کن

که میخواهم زنده بمانم ...

    [ CoMMeN† ]

دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧


DaNCe Me

* : من وظیفم اینه که از تو مواظبت کنم، نذارم اتفاقی واست بیفته، بهت خوش بگذرونم، بخندونمت، پشتت واستم ...
پرنسس: ولی من عاشقتم!
* : متاسفم! منم همین طور. اما نباید از قانون سرپیچی کنیم.
پرنسس: تو که همه قوانینو میشکنی، پس چر...
*: این فرق میکنه!!
پرنسس:
*:
*:
دیگه دیر وقته، بهتره بخوابی. سعی میکنم چند ماه بیشتر پیشت بمونم.
پرنسس:
*:
قول بده وقتی داریم جدا میشیم، گریه نکنی...
پرنسس : !

₪₪₪₰₰₰----------------------------------------
هوای بهار میاید،
هوای دوچرخه سواری، عطر بستنی با ژله
دفترِ اردیبهشت،
و مناره ها، یکسال پیرتر میشوند و
عمقِ دریچه های احساس ...
کاش حقیقتِ این رویا هرگز تمامی نداشت :
بهار همیشگی بود و تابستان ماندنی ،
و آسمان هدیه اش را ...
پ.ن: براستی که تصورش، تفاوتی با مرگ ندارد !
₪₪₪₰₰₰----------------------------------------
11 اسفند 4 سال 10 سال
6 سال 20 اردیبهشت

le† me see your beau†y WheN †he Wi†nesses are gone
Touch Me wi†h Your NaKed haNd
Da
Nce Me †hrough †he Cur†aiNs †ha† our kisSes haVe ou†WorN
Rai
Se a †eN† of shel†er noW, †houGh eVery †hreaD iS †orN
Dan
Ce Me †o †he eND oFLoVe

 

نیازمندیها:: فریادی که سرانجام درنگ است را نیازمندیم.
سخن پایان:: ShoW Me sloWly Wha† I oNly kNow †he liMi†s oF

    [ CoMMeN† ]


>