عسلی

عسـلی نگو بلا بگو خوشگل خوشگلا بگو
با اون چشای نازش با دلــــبری و سازش
همه رو دیوونه کــرده بی آشـــیونه کـــرده
صف عاشــقا رو ببین غوغایی کـــرده ببین
منم که دوسش دارم واسش یه هدیه دارم
عسلی، جونم فــداته خنـــدهء من باهــاته
Happy birthdayملوس بیـا بغــلم بــــده بوس
بیــا با هـم برقصیــــم به زنــدگی بخنــدیـــم
داد بزنیــــم عســـلک تــولــــدت مبـــــــارک !


پ.ن: امروز تولد عسلیه منه. عسل جونم، دوست نازنینم، همپای شادی و غمم، تاحالام هیــــــــچ بدی ندیدم ازش.
تولدت مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک !
پ.ن: عسل، به نظرت اون پولایی که دزدیدم، کافیه واسه .... ؟؟

 

عسلی

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧

eL SoMbRío DeS†iNo

زندگی من،
رویای شیرینی است
به داغیِ شهابم
که از بغضِ قرمزِ آسمان
ذره‌ذره فرو میریزد.
که سرانجامش،
گودالی عمیق است
بردلِ ...
آه ...

shooting star

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها : ادبی ، ris†a pena†

QuiSieRa DeCiR Lo Que SieN†o eN Mi alMa

به تمنای پرشور نگاهت،
دشت انزوا را بدرود گفتم،
در درخشش بی‌امانِ بودن،
به دستهایت نوازش آموختم،
و به فرجامِ ابدیت،
زندگی را طلوعی تازه بخشیدم.
زمانی که در تاروپودِ نفسهایت،
اندوهِ عشق را می‌دمیدم،
سوگندِ ماندگاری را،
به ضرب‌آهنگِ احساست نواختی.
و من به‌تقدس وابستگی‌،
عشق را در تنورِ زلالِ قلبت آفریدم.
و ترس...
قدرتم، ترس را نمیدانست.
و خستگی...
عشقم، خستگی را نخوانده بود.
من برای نابودیِ دروغِ زندگی،
اتاق خالیم را در نوانخانهء تنهایی،
سوزانده بودم.
ولی اکنون،
حتی رویای مبهمت نیز،
از گریهء بی‌امانِ آغوشم خبر ندارد.
نامیِ گمنامِ طلایی‌ترین لحظاتِ عمرم،
قلبِ پرعشقم، هدیهء رهایی خواستنِ تو.

بعد از من،
کسی ترانه‌های واژه‌گونم را نخواهد خندید،
و از چهرهء کشفِ حقایق،
لذت نخواهد برد.

بعد از من،
کسی حقیقتِ روحت را،
از بوسه‌های گرمِ چشمانت نخواهد خواند.
و تو ...



...

پ.ن: ... Getma Getma, Gal aY Shirin YaR

ترجمه تیتر: اجازه بده احساسی را که در روحم دارم بیان کنم.

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها : ris†a pena† ، ادبی

ما باید دوباره بچگی کنیم...

1. پسره، یه نفر تو دلش هست، با چند نفر همزمان دوست میشه، چششم دنبال بقیست.
دختره، یکی دو نفر تو دلش هست، با چند نفر همزمان دوست میشه، چششم دنبال همست.
پ.ن: این وسط، عشق تو کدوم گوریه؟

 

2. پسره عیاشه، فقط یکیو دوس داره، به شولوغیاش میرسه.

دختره عیاش نیست، فقط یکیو دوست داره، اما ارضا نمیشه، میره با یکی دیگه س.ک.س میکنه.

پ.ن: این وسط، عشق تو کدوم گوریه؟

 

3. پسره پول داره، فقط یکیو دوست داره، میره یه زن پولدارمیگیره.

دختره پول نداره، فقط یکیو دوست داره، اما بهش نمیرسه.

پ.ن: این وسط، عشق تو کدوم گوریه؟

 

4. پسره یکیو میبینه، میگیردش، چششم دنبال بقیست.

دختره یکیو میبینه، بله میگه، چششم دنبال بقیست.

پ.ن: این وسط، عشق تو کدوم گوریه؟

 

5. پسره رو همه دوست دارن، ولی فقط یکیو دوست داره، که ترکش کرده.

دختره رو همه دوست دارن، ولی فقط یکیو دوست داره ، که ترکش کرده .

پ.ن: این وسط، عشق تو کدوم گوریه؟

 

6.هی UFO ! فکر من مباش مسافر، به سپیده ها بیندیش، چشم فرداها به راهه، راه سختی مانده در پیش!

 

7. ناراحتم نباش، غصمو نخور، عادت میکنی! اگه که بدونی زندگی دروغه، عادت میکنی!

 

8. تو این 1سال،5 نفر از آدمایی که میشناختم، مردن... یعنی توام به این زودیا میمیری؟

 

!VaMoS a BaiLaR

 

 

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها : اجتماعی

SoY uNa MuJeR †aN BueNa

تنهاییم را ،
مدیون نوازشهای دروغِ زندگی هستم.
آنهنگام که مهربانیت را ،
در انزوای دستانم اسیر دیدم.
آنهنگام که آینده را،
در عمق آتشین چشمهایت خواندم.
و آنهنگام ... که فریادت را،
به درگاهِ خوشبختی رساندم.
در لحظه‌های پایانیِ عشق،
وجودم را،
به یادگار،
در چارسوی اتاقت مینوازم.
و تو...
تنها مرگ است که گورم را گم میکند.

darkness

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها : ادبی

$_$

اگه پولدار بودم ...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٧
تگ ها : ris†a pena†