!BaS GaZa aŞKiM BaS GaZa

 

 

1. بولریاس رو دوس دارم، سگریاس و گرانادیناس هم. فاروکا رو نپرس! جای خودشو داره... اما نه خوان، نه پاکو، نه توماتیتو... فقط...

2. پول، خونه خیلی بزرگ، آرزو، امید، زندگی، رشوه، دروغ، دادگاه، زندان، فقر، بی خانمان، بدبخت، بی هدف، مرگ...

3. نمیدونستم این OuTRuN اینقدر باحاله! واای اگه اون FeRRaRi رو بخرم ... چه شود!

* روز، شب، ماشین، عطر، تقویم، گلدان... !
* به قولِ هجران، من کلا سوژم!!! از سولماز بگیر تا دزد!!!
* آب نداریم، برق نداریم، اتاق اضافی نداریم ... !

4. خوب این که ناراحتی نداره! همیشه آرزومند خوشبختی و خوشحالیتم!

5. پول و دیگر هیچ!
پ.ن: پول و دیگر هیچ!

* زن میخندد، مرد میخندد >>>> مرد ناسزا گویان، زن را میکشد.
* کودکِ ناراحت، عروسکِ شکسته در دست، میگرید <<<< کودک، قرآن را از حفظ میخواند.
* مرد تجاوز میکند، مرد میخندد >>>> باغبان مشتاق است، مرد میخندد.


* زن میخورد، زن میزند <<<< زن درد میکشد، زن میمیرد.
* درخت میشکند، گرگ میپرد >>>> گوزن باردار است، ابر میغرد.
* دست زخمیست، چشم پر است <<<< کودک دیگر قرآن نمیخواند.

6. هیچ GaMe ای اندازه فارنهایت جذبم نکرده بود تا حالا ... اصن یه چیز دیگس...

7. ...، میدونستی که خیلی ماهی؟؟؟!

8. چقدر وقت داریم؟

فارنهایت

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٧
تگ ها : اجتماعی ، زندگی

اشک این ابرا زیاده ، هوا که ابری نمیشه ...

میبینم
میشنوم

میچشم

میبویم
میفهمم
میدانم
تمام چیزهایی که دیگر نمیتوانم در حقیقت لمس کنم
میخندم
به تمام چیزهایی که در حقیقت لمس میکنم
میگریم
به حقایقی که پشت سایه توهم
در عشقبازیِ بی پروای خود
نطفهء التماس را
در آغوشِ مه گرفتهء آرزو
پدیدار میکنند.

پ.ن: تولد... چه اهمیتی دارد،

وقتی که دیگر ابری نیست

در کنجِ آسمانِ تیرهء قلبم

به سوگواریِ خنده های محال،

غزلی تازه بسراید ....

 

پ.ن: من نویسنده این وبلاگ نیستم، فقط با اجازه ی صاحب وبلاگ اومدم تا چند کلمه اضافه کنم و اونچه راجبه نویسنده میدونم برای روز تولدش بگم:

من

پری کوچک غمگینی را

می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد

و دلش را در یک نی لبک چوبین

می نوازد آرام،آرام

پری کوچک غمگینی

که شب از یک بوسه می میرد

و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

 

تولدت مبارک فریدا

 

پ.ن : مرسی علی کوچیکه ...

یادت بخیر ، کاش همیشه کوچیک میموندیم...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٧

تولدم مبارک!

مادر و پدر گرامی، بدین وسیله تبریکات صمیمانه خود را به پاس قدم فرشته تازه رسیده اعلام داشته، روزهای نیک برایتان آرزومندیم.


امضا: فرشتهء روبه رشدِ خوشبختی!

عسلکم، باوفاترین دوستی که تاحالا داشتم، مرسی بخاطر تبریکت و کادوهات. بدو بیا کیکو ببُر.... ! قر یادت نره!

آهااااا بیـــــــــــــــــــــــــــــــا !!
قر بده حالا کمر و ... , ... بیااا آهااااااااااااااااا!
حالا دست دست دست ...... !!!!
حالا بیا ، بیا ، بیا ، آهااااا، بیــــا !

پ.ن: عوض نیشستن اون گوشه ،حرص خوردن، پاشو بیا وسط، دنیا دوروزه!

 

سخن پایان:: همین ...ات باعث شده که اینقدر .... حتی .... !

نیازمندیها:: به مقدار زیادی .... نیازمندیم. برای .... . ترجیحا زودتر.

 

پ.ن:: مرسی ... به خاطر همه چی...فقط بگو چطوری میتونم این همه خوبیتو جبران کنم؟؟؟

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ تیر ۱۳۸٧

AŞKiiiiiiiiiiiM!

1. سولـــــماز جاااان... باشیوا دولانیــــــــم!

2. خیلی خوشگلی تو ، همه میگن غیر من! چرا به نظرت؟!

3. واسه همین کاراته که هلاکتم دیگه!

4. فقط دخترا خرابن ؟ نمیدونم! اما من به همراه تک تک دوستانم، خرابیم!
پ.ن: هم خرابم، هم خرابت!

5. مهم نیست بقیه چی میگن، بنظر من ، مایکل جکسون یه هنرمند واقعیه.
پ.ن: ...

6. با همه تخسی، بداخلاقی، بیخیالی، پررویی، حرف گوش نکنیم معلومه که دوست دارم بابایی...

7. حرفای درگوشیو، فقط درِ گوش میشه زد!
پ.ن: تو یه حسود واقعی هستی و من ازت متنفرم.
پ.ن: خودتم بکشی که نه من فرق دارم، دختری دیگه! دست خودت نیس که!!
پ.ن: وای چی میشد اگه دنیا از دخترهای حسود پاک میشد!
پ.ن: قیافت دیدنی میشه آحه! مخصوصا هنگام سرکار رفتن!

8. وقتی داری یه فیلمِ واقعی میبینی، گیر میکنی بین فیلم و واقعیت، کدومو ترجیح میدی؟

سخن پایان: تیر تمام میشود، مرداد میاید...

 

خدایی دلت نمیخواد لپاشو گاز بگیری؟!!

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٧
تگ ها : طنز ، اجتماعی

PeRRo

آنهنگام که مناره‌های گم شده،
از سربالایی لحظه‌ها آشکار میگردند،
غصه‌ها میشکنند،
دردها میشکافند
و غم‌ها فرو میریزند.
این‌چنین است
که دلِ گریانِ آسمان نیز
شرافتِ جنگل را سرد نخواهد کرد.
چشم میخواهد ناله‌ها را دیدن
و دست برای پرواز.
در نبردِ بعد از این،
داغ میخواهد
چشمهء کوهِ طراوت...

پ.ن: هاپوی خوبی باش. خوب؟ اذیتمونم نکن دیگه! به افتخارت، عکستو میذارم ،با کپی رایت!

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٧
تگ ها : زندگی ، ادبی

...LiFe

کودک، شعر را میخرامد،
در پستوی نم‌دار تنهایی
فرصت معجزه نیست،
زندگی میخواند در کلاسِ خستگی.
سکه‌ها فرسوده،
طعمها بی‌رنگند
در حریقِ سایه‌ها،
خدایان دلتنگند.
دستِ کودک گرم نیست
تنِ عریانِ سردش را
زخم ازبر نیست.
قدش کوتاه است
به دیوار ِدرنگ نمیرسد.
در لب سپیدِ او
خنده‌ها کوتاهند.
بوی پولِ هم‌کلاسی
زندگی میسازد
خوشی، خوشحالی.
و نگهبانِ طریقت،
در قبالِ سکه‌ها
کودک را میدزدد.
شبِ آرام کجاست؟
شبِ درگیر از عشق
شبِ آسوده ز فریاد
شبِ نم‌دارِ برهنه.
ازسکوتِ امروز گذشت،
اما
چراغِ سبزِ فردا، هنوز قرمز است.

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ تیر ۱۳۸٧

Quie†NeSs . VoL.6

روبروم شب و سی...

نمیخوام اولین پست زندگیِ وبلاگی رو تکرار کنم...

5سال گذشت! با 212 پست و 4169 کامنت و فیلتری و مسدودی و ...

عمریه واسه خودش! چقدر دوست، دشمن، دعوا، خنده ... اصن دنیاییه وبلاگ نویسی واسه خودش! کلی خاطره ...

حوصله حرفای کلیشه ای ندارم! هرچی دلتون خواست و تو این 5سال مونده تو دلتون و خواستین بگین، بگین!!


پ.ن1:: قشنگی که دعوا نداره!
پ.ن2:: نفرین نیس جونم! بدشانسیه! بدشانسی!
پ.ن3:: آخه کسی که تو عمرش کمان کامپاند نگرفته دستش، میتونه بره مسابقه شرکت کنه؟!! مفته که مفته! سرکاری نیس که!
پ.ن4:: CraSH یه فیلم جالب و مسخره، که هرچی توشه بهم ربط داره. مث همین زندگی...
پ.ن5:: هی تو! چرا میذاری اسم مقدستو هر آشغالی صدا کنه؟
پ.ن6:: بالاخره روزی میشه از خوندن نترسید ... حتی اگه لهجه داشته باشی!

نیازمندیها:: به چندین ساعت آرامش، برای خریدنِ مایحتاجِ زندگی نیازمندیم!
سخن پایان:: مگه می شه تو رو دید و به ترانه نرسید، بگو میشه تازه شد میشه تو رو نفس کشید...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٦ تیر ۱۳۸٧