...NuNca DeCiR aDióS

 

 

 

خدایان نیز

نجات بخشِ زندگی

از رویای نفسها نخواهند بود،

حتی زمانی که مناره‌های آجری

عشق را فراموش کنند.

گرمای آفتابِ پاییزی

لذتِ سکوت را

در شبهای پر از شهابم

به رویای جاودانه میرساند.

و من

تنِ عریانِ عشق را

در خیسیِ ترانه ها

به انوارِ ابدیت سپردم.

در خالی منِ من،

آینه‌ات را با سازِ جادوییت

زنده کن

و گلهای گلدانم را

با خیزِ چشمانت

به شعرهایم بیاویز.

شورِ آسمان را

به حقیقت برسان

یگانه ام ...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : ادبی ، ris†a pena†

Por FaVor Me Ma†aN

به پای تمام شعرهایم

جرعه‌ای از نامِ تو ریخته‌ام

تا در غریبانهء آرامشِ رعد

چهرهء نوازش را بنوازد.

دروغِ دنیا سخت نیست،

خنده‌ها باید ساخت

و داستانها.

حقیقت

در اشکهای مادر است.

و قلبِ سردِ پدر

پیازِ عشق را

در خفای آسمان میکارد.

ومن

Que CaDa NoChe Yo †e SueNo
 
Que CaDa NoChe Yo †e eSpeRo
 
Mi CoraZoN
 
 No Se paRa De lloRaR

زندگیم را

No ViviRe
 
Si Me Fal†a su aMoR
 
Con†ra †i, Ser Feliz Y NaDa MaS

بخشیدم.

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : ادبی ، ris†a pena†

JeBi Me

* تعهد؟ چی هست؟ خوردنیه؟!

2. پدر و مادر عزیز! دکتر نشدنمان، این ننگ بزرگی که در فک و فامیل ایجاد کرده ایم، به کسی جر خودمان مربوط نیست!

* دوس دارم وقتی گوشامو داری میلیسی، گوشواره های گنده سرخپوستیمو بذارم بمونه.

4. هرکی یه اجرا میندازه، میگه کنسرت دارم! بدبخت! تو کامپاس رو یاد بگیر، دوئنده فدای سرت!

* و ما همچنان خر میکنیم!

6. ... ooH Yea! COme o!
پ.ن: خفه شو بذا بره تو!

7. دختره دیگه! واسه یه درد بیشتر به درد نمیخوره که!
پ.ن: اووووف!! سفید، تپل، سینه سایز 85!
پ.ن: آخ آخ! نگو!!!

* من یه عاشق تنوع طلبم که هرکاری دلم خواست میکنم!

* یه پسر خوشگل پیدا کردم. دارم رو مخش کار میکنم. میخوام واسه خودم نگهش دارم.... تو؟! خوب تو سر جات هستی! اصن ربطی نداره! من دوسِت دارم!

9. هی مرتیکه! تو تاکسی پیش مادر و خواهر و زنت نیشستن، نمیدونی چه حالی میده!

10. آبدارچی میشه مدیر، سوپور میشه معاون، فلانی میشه وزیر ... skjdfbvuh ,,, hkshdi !

11. کتاب تبریز هم رفت مصلی!

12. هیچی مثل یه CraZy GameS روحِ سرکشمو آروم نمیکنه.

* 2روزه! جوونی! لحظه ها ، میخندم، خوشم! گورِ بابای هر کی هرچی گفت!
پ.ن: اینقدر حسود نباش! بذا کارمو بکنم!

نیازمندیها: تو! همین الان!

خدای سنگیِ من ، عشق همیشه آسمونیِ من ، ازین دیوونگی گریزانم، نجاتم بده

آه...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : زندگی

داستان...

شیرینیِ داستان

در آرامشِ شبهای طوفانی

رویای حقیقت را زنده میکند.

و تغییر سرنوشت نیز

تاثیری در تلخیِ پایان ندارد.

در اندیشهء

سکوتِ بی‌جسم وجانِ فردا

آسمان

ستاره‌دنباله‌دارش را

گم میکند...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : ris†a pena† ، ادبی

laMeN†aBleMente MoMeN†os

دراین روزهای آخر عمرم

میخواهم

در فرارِ لحظه‌ها

آرام گیرم

و آنهنگام

که در سنگیِ بی‌تفاوتی،

دردِ اشتیاقِ عشق فرومیریزم،

تلخی از شیرهء سکوت پاک کنم.

درنگِ بی‌حاصل نفسهایم

دراین لحظه‌های پایانی زندگی

خستگی فردا را با روحم

هم‌آغوش میکند.

همانند بیماری در انتظارِ احتضار،

دردِ دانستنِ لحظهء بی‌مرگی

از نطفهء زندگی مینالد.

من

تنها

برای زنده ماندن

زندگیم را بخشیدم

ومن

تنها

اندیشه‌ام

به‌سوی آسمانِ امروز است

و لحظهء پرواز تمامِ منم ...

سخن پایان: میمیرم تنهاتر از همیشه، در گوری تاریک تر همیشه، و سکوتی گمنام تر همیشه

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : ris†a pena† ، ادبی

Lo BueNo Y Lo Malo

آیا واقعا با یک نگاه میتوان عاشق شد؟


  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۸٧
تگ ها : ris†a pena†