شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸


سال نو

این قافله عمــــــــــــــر عجب میگذرد دریاب دمـی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوریمپیش آر پیاله را که شب میگذرد

* واقعا ، مگه تمومِ عمر چن تا بهاره؟!!
* 88 هم گذشت ... هر چی که بود ! به امید روزهای بهتر و بهتر و بهتر ...


سال نو مبارک !

    [ CoMMeN† ]

سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸


ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم ...


از آمــــــدن بهــــار و از رفتــــن دی اوراقِ وجودِ ما همـــی گــــردد طی

می خور مخور اندوه که فرمود حکیم غمهای جهان چو زهر و تریاقش می

آخرای سال که میرسه، اگه کسی هدفی تو زندگیش داشته باشه، یه گذری میکنه به سالی که گذرونده ، و کارایی که کرده ، و تجربه هایی که کسب کرده رو با خودش مرور میکنه.
نتایجی میگیره و تصمیماتی واسه بهتر شدنِ زندگی ، رسیدن به خواسته ها و اهدافش میگیره.


* این سالی که گذشت، واسه من ، پر از تجربیاتِ جدید و عجیب و اتفاقاتِ بسیار بد، ناگوار ، و خوبی بود... معنی بعضی چیزا رو بیشتر درک کردم، جامعه ای که توش زندگی میکنم رو از زاویه های دیگه ای فهمیدم، هنرهای جدید رو تجربه کردم، معلوماتم زیادتر شد ... و ازهمه مهمتر اینکه، خیلی هارو تونستم خوشحال کنم.


* معنی واقعی عشق، فداشدن، تنهایی، لذت، احساس، انتقام، دوست داشتن، دوست داشته شدن، هوس، عادت، خستگی، جنبه، غیرت، خوشحالی، خنده، گریه ، زجر، اشتیاق، پوچی، امید، آزادی، درد، نگرانی، استرس، تنهایی، شکست و پیروزی و مرگ رو با تک تکِ سلولام بیشتر و بیشتر و بیشتر لمس کردم ، و چیزی بنامِ سرنوشت یا شانس و butterfly efect ای که میگن رو از نزدیک دیدم .


* سنتها، تفکرات، عقاید، سلایق، نظرات و رسم و رسوم های مختلفی رو از نزدیک دیدم، و به عمقِ تنهاییم بیشتر پی بردم و اینکه من کجا، اینجا کجا!

* متوجه شدم، توانایی اینو دارم که تویه جزیره دور افتاده تنهایی زندگی کنم!

... بقیش تاریخ مصرفشون گذشت !

پرکن قدحِ باده که معلومم نیست کایندم که فرو برم برآرم با نه



سخن پایان:
نتــــوان دل شادرا بغـــــم فرسـودن وقت خوش خود بسنگ محنت سودن

کس غیب چه داند که چه خواهد بودن می باید و معشـــوق و بــکام آسودن

حکیم عمر خیام

    [ CoMMeN† ]

پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸


بهار

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نو بهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ویران من

باز آ ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم

چون لاله تنها ببین بر چهره داغ حسرتم

ای روی تو آیینه ام عشقت غم دیرینه ام

باز آ چو گل در این بهار سر را بنه بر سینه ام
...



زیباترین باغ جهان بوچارت butchart

    [ CoMMeN† ]


>