زندگی

_ تو ایران، یه رقاص، یه رقاصه ست، بدرد کاباره ها میخوره. تو خارج، هنرمنده.

_ تو ایران، یه نوازنده، یه مطربه. تو خارج، یه هنرمنده .


_ تو ایران، یه نقاش، یه آدمِ بیکاریه که مجنون شده. تو خارج، یه هنرمنده.

_ تو ایران، یه هنرپیشه، اون کارست! تو خارج، یه هنرمنده.

_ تو ایران، یه خواننده ، این کارست! تو خارج، یه هنرمنده.

_ تو ایران، یه هنرمند، یه معتادِ عیاشِ دائم الخمیره! تو خارج، یه اسطورست.

 

اونی که میخواد تو این دنیا زندگی کنه، کاری با چیزایی که باعث میشن زندگیش خراب شه نداره. اما تو ایران اگه به هیچی کاری نداشته باشی و بیخیالِ همه چی زندگی کنی، میگن مهر میهن نداره! یا میگن : تو هیچ میدونی دورو برت چه خبره؟! بعضیام میگن: اول ببین وضع مملکت چجوریه، بعد به فکر گردش باش!


پ.ن:
منم ازون دسته افرادیم که در کمال محدودیتم، در کمالِ بیخیالی ، دوس دارم زندگی کنم.


پ.ن:
این The LaSt SAMurai هم ازون فیلماست که آدمو یادِ معنای واقعیِ زندگی میندازه... نه زندگی !

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها : زندگی ، اجتماعی

BirTHDaY

22 سال پیش در چنین روزی با رحمت ایزدی نائل اومدم و پروندنم این دنیا !!!
 

مخصوص ! :: دوست عزیزم ، بخاطر تمام سورپرایز هات، و کادوهات، ازت ممنونم. امیدوارم همیشه سالم و خوشحال و قوی و 20 باشی .

Cuando te vi,Cerca de miYo comprendi , Cuando te vi
Tu para mi, Yo para ti , Para toda la vida
مخصوص 2 ::  هدیه آسمونی من ، تو شبهای تارم سازِ عاشقانه ات را نثارم کن ...
  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٧ تیر ۱۳۸۸

I LOVE LONELY.VOL7

بخش ویژه : 

گاهی وقتا، واقعا اونقدر گرفتاری و مشغولیت فکری زیاد میشه که فرصت نداری تولد وبلاگتو تبریک بگی!!

 

وبلاگِ عزیزم!! ای که روزی کلی برو بیا داشتی و حالا تنهایی منو گرفتی واسه خودت ...ای که 6 سال همین جوری ور و ور نوشتی و خوندی و رقصیدی ، جشن تولد و عروسی گرفتی ، تلخ و شیرین و ترش و ملس شدی، و خندیدی و خندیدی و بازم خندیدی ...

ای که هی جلوی منو گرفتی که سراغ عشق نرم، اما با کله شیرجه رفتم توش و جا خشک کردم و خیال بیرون اومدنم ندارم و عشقمم از دستم نمیدونه چیکار کنه بس که عاشقشم!! و هی باید اسپند دود کنم که چش حسودامون بترکن!!

 

یه کیک کاملا دریایی، تقدیم به تو !

 


پ.ن::
الان اینجا راحت میشه ابراز احساسات کرد!!!

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ تیر ۱۳۸۸

ObsCuRe


*
زن زیبایی آمد لب رود،آب را گل نکنیم : روی زیبا دو برابر شده است .


*
شاید، تنها طریقت، خیال رها باشد و گوشِ پر از مزمزهء نادانی.


* سال میگذرد، روز شب را میدمد ، نیاز دوچندان میگردد و نبض... همچنان میرقصد.

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸
تگ ها : زندگی

عشق تو حقه ولی دنیا پر ناحقه

تبلیغات :: ٢٧ تیر، تولدم مبارک


بخش ویژه :
یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم، میخوام بیام دستت کنم بیای تو سرنوشتم (البته تیکه آخریش نیازی به حلقه نداشت!!)

 

_ عزیزم هایی که فقط برای رسیدن به س.ک.س مصرف میشوند.

_ عزیزم هایی که خیلی راحت خر میکنند.

_ عزیزم هایی که سرانجامش اختلاسی 9میلیاردی است.

 

3. پسر و دختر، سنتی ازدواج کردن، در دورانِ عقد باهم خوابیدن، الان ماه عسل رفتن مکه !


پ.ن: ... .. .. ..!

5. تا زمانی که دانشجوی فوق لیسانس مملکت میره پیش فالگیر، جو همینه که هست !

 

4 . وقتی با زور به دنیا اومدیم، با زور میگن که چجوری زندگی کنیم، دیگه اینکه بخوام بخورم ، بخوابم، برم بیرون، هیچ کتابی نخونم، تو هیچ بحثی شرکت نکنم، دستِ خودمه! اقلا عمرم در آرامش هدر میره، تا در جنگ و جدل!

پ.ن: واللا!

6. گفتی میخوام رو ابرا، همدم ستاره ها شم، تو تک سوار عاشق ، من پری قصه ها شم،گفتم نمیشه! ستاره ها زیادن! بالاخره باید یه بهره ای بگیرم ازشون! ولی تو همون پریِ قصه من بمون! هستهء چشتو میکنم اگه بخوای پریِ کس دیگه شی!

پ.ن: اسامی و محیط ساختگیه، اما حوادث واقعیه!

نیازمندیها::
میشه این ماه تموم نشه؟ کچل کردنت، به اضافه کردن 2 کیلو وزن و خوشگلتر شدن ... می ارزه خوب!

سخن پایان::
سیمِ گیتارتم! میخوام زیرِ ترملو های پنجه هات، فقط بلرزم...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸
تگ ها : اجتماعی ، زندگی