123

CaDa NoCHe Yo †e eSPeRo

 

 

چشمانِ تیزبینِ ساعتِ شکسته،

آویخته بر دیوارِ شکستهء عکسِ پارهء فراموش شده،

فرا درکی از خوشبختیِ کذایی دارد.

ماهِ کثیفِ داغ ندیدهء شبهای تنهاییم،

جلوی دیدِ نادیده‌ها رامیگیرد.

پرده‌ای میکشم بر چشمانِ کورش،

که نوازشهای سکوتم را ،

بر تنِ لبانم نیازارد.

پرده‌ها می‌افتند ،

و کودکی میانِ صندلی‌های خسته،

دنبالِ کاغذی کثیف،

تا روی سِن میدود.

††††††††††

پ.ن:: درست 1 ماهِ دیگه...

 

سخنِ پایان:: !eL CamiNo Del VeRaNo, Y Yo SoY uN VaGaBuNDo, Yo Me VoY


  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٦
تگ ها : ادبی