یکشنبه ٥ خرداد ۱۳۸٧


...Quie†NeSs

چقدر لذتِ پرواز به آغوشِ سکوت را
با پلکهای خیست از ترانهء شب
دوست دارم...
عزلتِ ترسِ تو از فرطِ فریاد
دروغِ کودکانهء خواب را میماند.
و من
به طاقتِ لحظه‌های ترانه
خورشیدِ تاریک را میستایم.
درکِ پریِ گمگشته در آسمانِ خیال،
ابهتِ خداگونه‌ای خواهد داشت
آنهنگام که میرقصاند
فاحشه‌های حلقه به‌گوشِ باکره را
در هراس از وابستگی.
در اندوهِ غربت‌زارِ ناروا
چه‌کس میداند
به‌کدامین نجوا
لبهای سرنوشت را از تنِ خود سیراب کنم؟

die

پ.ن:

CauSa eReSMi ...DuRane MuchoS añoS
No
Deje Que Su PesaDilla Se hizo a
Re
So De Mi ... y QuieRo ConinuaR mi Vida
Cau
Sa eRes Mi Desino

    [ CoMMeN† ]


>