سه‌شنبه ٧ خرداد ۱۳۸٧


کولی تنها

ناله کن ای ساز غمگین
در گلویم ناکوک
آواز تلخت را
تکرار کن از برایم
تا سپیده بنشین و نجوا کن.
بنال و گریه کن با من
به یاد شاخه گلهایی
که پژمرد و پرپر شد از برایت.
سکوت خانه ام را با نغمه گرمت
ساعاتی نوازش کن.
ای ساز
سازش کن
و بر گور هزاران نغمه مرده نیایش کن.
بنال ای ساز بی همسر
ای کولی تنها بخوان و سخت نجوا کن
بنال و گریه کن با من...

شعری از مجموعه شعر رویای سنگی
امین ... GoD SToNe

 

امین

 

پ.ن: بنال ای ساز بی همسر…

 

پ.ن: امین ، میدونم که دیگه هیچوقت اینجا نمیای ، و من و هر چی در منه به فراموشی سپرده شده ... اما ، ایکاش همینطوری که وقتی این شعرو گفتی تو بدترین شرایط روحیت بودی پیشت بودم، الانم تو بدترین شرایط روحی و جسمی من ، پیشم بودی ...

    [ CoMMeN† ]


>