پنجشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٧


پری دریایی

 

 

 

درامواجِ دریایی که از نغمه پر است
ترکشِ عمیقِ تیر
اشکِ صدف جاری کرد
و ترانه
آغاز شد.
شب جاری گشت
ابر خندید
و چشمها...
پریِ دریاییِ تنها
بی برگیِ گلهایی که پژمرد را
در خاک پیچید.
از حریقِ سازِ پر سوز گذشت
و رقصی غریب
به تنِ ساکتِ شب هدیه داد.

عطرِ تنش
در یاد پیچید
در سرانجام گم شد
و در ته بوسه نشست.
ترانه تمام شد اما...
پری همچنان میرقصید...


    [ CoMMeN† ]


>