123

راز...

سوختن میخواهم

گداختن

ذوب شدن

از سینه دم‌ساز شدن.

آهنگی میخواهم از قعرِ آتش

شعری از گرما

سازی از چوبِ گداخته.

من در این شبهای بی‌شمع

برگم را میخواهم

از دفترِ فردایِ فردا.

درمیانِ یاسهای بی‌برگ

تپشِ رازی بزرگ

دلِ شب میلرزاند

من از آن راز

سهمم را میخواهم...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها : ادبی ، ris†a pena†