123

Le Doy †oDo De Mi MañaNa

چونان نوری ازبرای آسمان،

که در آغوشِ خاک فرومینشیند،

ذهنِ فردا را آغشته کن.

بتاب و لذت را بر زندگی بچکان.

اما زلالِ طراوت را نگه‌دار

برای بوسه‌های فردا.

و سازِ پرغرورت را

به رقص سایه ها دچار کن.

در این سرانجامِ نفسها،

تمامِ خاطره ها،

فدای لحظه‌ای خوشحالیِ تو!

ای خدای سنگیِ آرزوهای محالم ...

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها : ادبی ، ris†a pena†