دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٧


دختر خوشگل! میدی ماچ یه دونه؟!

. شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت؟! گفت : ای عاشق بیچاره فراموش شوی!! .... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد، گفت: طولی نکشد تو نیز خاموش شوی!!!
پ.ن:: آره!

Θ̳̿ζ₰Θ̳پیرمرد،"تنها" دختری دارد. زندگی را، وقف فرزندانِ برادر میکند.
Θ̳̿ζ₰Θ̳پیرزن، "زیباییش" را در گذشته گم کرده.
Θ̳̿ζ₰Θ̳کودک، دفتر خاطراتش را از روی" اعتماد" مخفی نمیکند. و مادر، "او" را بخاطر رازهایش، دعوا میکند.
Θ̳̿ζ₰Θ̳"مادر"ِ پیر، هرچند ماه، یکبار دختر را در خواب میبیند.
Θ̳̿ζ₰Θ̳برادر، خواهرِ "دیوانه" را، میکشد.
Θ̳̿ζ₰Θ̳ داماد،"پس از همخوابگی هایش، با چند زن" عروسِ چشم و گوش بسته اش را، با گریه از خانه بیرون می اندازد.
Θ̳̿ζ₰Θ̳مرد، با حلقه ای بر انگشت، نمیتواند تحمل کند، عشقِ دورانِ نوجوانیش، با مردِ دیگریست!

٢. باشه! توخوبی، تو هنرمندی، تو سوادت بیشتره، تو سلیقت بهتره ...
پ.ن: خوب کاراتو خودت بکن! به من چه که فرشِت نخ کش شده! تازه بعد عقتم نمیگیره!!

3. به 2 تا لیسانس گرفتن و روشن فکری و پر معلوماتیت نیست! ریشه ضعیفه!

4. معلما، همیشه معلم میمونن.
دکترا، همیشه دکتر میمونن.
پ.ن:: مرغ همسایه همیشه غازه. تا ابد!

5. - خانوم! شما عملِ سختی در پیش دارین!
- چند سال دیگه زندم؟!
- چند سال!
پ.ن:: خنده که خوبه!! دیگه چرا کلافه میشی!

6. - یکی جلو، دو تا پشت،یکی جلو، دو تا پشت،یکی جلو،...
- خانوووووووم! این غذای من چی شد؟؟
- دو تا پشت... الان میارم عزیزِ دلم!

نیازمندیها:: گنج قارون!

سخن پایان:: صبرِ ترانه ها، عشقِ بیکران را فریاد میزند.

    [ CoMMeN† ]


>