دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧


!BiR MaNa BaX Ulüram SeniN iÇiN

1. وقتی قوطی دستمال کاغذی کنارِ تختت هنوز پره، متوجه میشم دوباره دچارِ افسردگی شدی!
پ.ن: با دندونای تیزِ تو، دیگه احتیاجی به سیلیکونِ لب نیس!

2. من بعد از 9ماه بالاحره سرما خوردم!تابستون امسال هم برای اولین بار مریض نشدم! این جزو عجایب زندگی منه !!

3. تبریز واقعا مثل یه دهِ بزرگه. فقط کافیه یکی از دوستای قدیمیتو ببینی و با چند تا از آشناهاش احوال پرسی کنی،بعدش میبینی از هر طرف به هم ربط خوردی و یه جورایی همه میشناسنت! و بیشتر باید مواظب باشی که یه جورایی لو نری!

4. تو تبریز یه مقبره سید حمزه هست. تو این مقبره یه سنگی هست، که در زمونهای قدیم، دخترا واسه اینکه بختشون واشه، میرفتن اون سنگ رو بلند میکردن! واجب شد شخصا برم از این سنگ بازدید کنم! البته اگه هنوز مونده باشه! هرکی پایه باشه،میتونه باهام بیاد !

5. یه هم محلی مایه دار داشتیم، که یه دخترِ ترشیده ای داشتن. این دختر به خاطر اینکه بر و رویی نداشت، شوهری گیرش نمیومد. و مینشست زار زار گریه میکرد! تا بالاخره، با واسطه این و اون، یه پسری (همسایه دیوار به دیوارِ ما!) پیدا شد و در عرض 1هفته، خواسگاری کردن، عقد کردن و دختره ، پسره رو برد خونش!
پ.ن:همین واسطه، تو کربلا ، از امام حسین، واسه من طلب شوهر کرده بودن!! نمیدونم حالا این شوهر پشت گمرک گیر کرده، یا هنوز تولید نشده... الله اعلم!

6. خانم دکتر: تزریق ویتامین B-Complex، بیشتر جنبه روانی داره!! اصلا بدنو تقویت نمیکنه!!
پ.ن:: عجب!

7. بالاخره دسته بندی مطالب دیدنیهای اینترنت تموم شد! 1200 تا پست رو جابجا کردن، کارِ شاقیه! از بلاگنویسان، هرکی مایل به تبادل لینکِ ، تو کامنتا ذکر کنه، که لینکش بره تو FM2DAY
پ.ن: از آقا مرتضی، به خاطر همکاری در این پروژه وسیع تشکر مینمایم! خداوند عمر طولانیش دهد و خود اجرِ شاتوتی را برجای خواهیم آورد! فتبارک الله .

۹. خانم مدیتیشنی: من جارو برقی رو روشن میکنم، لوله شو میگیرم هوا، همه انرژی منفی ها رو از هوا میگیرم !!
پ.ن:: عجب! خوب خانوم بعد کیسه رو کجا خالی میکنی؟! یا احیانا میشوری؟!

8. دیدی بالاخره کوزه گر تو کوزه میفته؟!

نیازمندیها:: شوکولاتِ تلخ.

سخن پایان:: شب که میشه به عشقِ تو غزل غزل صدا میشم ، ترانه خونِ قصه تموم عاشقا میشم...

    [ CoMMeN† ]


>