123

?†WheRe You goNNa Sleep †oNigh

 

** خانومی که کنار خیابون ایستاده رو بعد از پرسیدنِ قیمت، سوار میکنی، میبری تو اتاق خوابت، عطر زده و آرایش کرده، وظایفشو انجام میده و انتظارِ چیزهایی از قبیل: خونه، ویلا، ماشین، طلا، لباس، مسافرت، غذا و ... رو ازت نداره. با پولی که از 1 شب خوابیدن با تو درآورده ( + بقیه) خرجِ خونه و لباس و غذا و ... درمیاد.

** خانومی رو باهاش آشنا میشی، که بد جوری هلاکت میشه و هر دقیقه واست ابرازِ عشق میکنه. ازت درخواستِ ازدواج میکنه، تو قبول میکنی. بهت میگه: عزیزم! من خیلی عاشقتم، اصلا مادیات واسم مهم نیست! قیمت مهریه رو بکن 2000 تا سکه طلا...
و تو؛ خونه، ماشین حتما باید داشته باشی، طلا، لباس، غذا، مسافرت رو حتما باید تامین کنی. اولا کلی قر و غمزه میاد، بعد از چند ماه که گذشت، دیگه به خودش عطر نمیزنه و آرایش هم به زور میکنه و توقعات روز به روز میره بالاتر!
محاسبات: اگر این زوجِ خوشبخت؛ مثلا 30 سال با هم زندگی کنن، با توجه به بعضی روزها( ... ) میفته شبی تقریبا 40 هزار تومن، قیمت این خانم!

400,000,000=2,000 *200,000 ,,,,,,,,, 100,50= (365-30)*30
39,800 = 100,50/ 400,000,000

پ.ن: این دوتا خانوم در ارائه خدمات فرقی ندارن. جفتشونم واسه س.ک.س شون پول میگیرن! خودتم بزنی به در و دیوار، فحش بدی، غیرتی بشی ... همینه، یک کلمه؛ خودفروشی!

پ.ن:مهریه رو زیاد بگی، میگن نوبرشو آورده؛ کم بگی ،میگن دختره رو دستشون مونده؛ کلا اگه بگی نمیخواییم، میگن دخترشونو مفت میخوان بدن بره،

پ.ن: همین چشم دوختن به دهنِ این و اونه که باعث شده این همه عقب بمونیم !

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها : اجتماعی