دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧


DaNCe Me

* : من وظیفم اینه که از تو مواظبت کنم، نذارم اتفاقی واست بیفته، بهت خوش بگذرونم، بخندونمت، پشتت واستم ...
پرنسس: ولی من عاشقتم!
* : متاسفم! منم همین طور. اما نباید از قانون سرپیچی کنیم.
پرنسس: تو که همه قوانینو میشکنی، پس چر...
*: این فرق میکنه!!
پرنسس:
*:
*:
دیگه دیر وقته، بهتره بخوابی. سعی میکنم چند ماه بیشتر پیشت بمونم.
پرنسس:
*:
قول بده وقتی داریم جدا میشیم، گریه نکنی...
پرنسس : !

₪₪₪₰₰₰----------------------------------------
هوای بهار میاید،
هوای دوچرخه سواری، عطر بستنی با ژله
دفترِ اردیبهشت،
و مناره ها، یکسال پیرتر میشوند و
عمقِ دریچه های احساس ...
کاش حقیقتِ این رویا هرگز تمامی نداشت :
بهار همیشگی بود و تابستان ماندنی ،
و آسمان هدیه اش را ...
پ.ن: براستی که تصورش، تفاوتی با مرگ ندارد !
₪₪₪₰₰₰----------------------------------------
11 اسفند 4 سال 10 سال
6 سال 20 اردیبهشت

le† me see your beau†y WheN †he Wi†nesses are gone
Touch Me wi†h Your NaKed haNd
Da
Nce Me †hrough †he Cur†aiNs †ha† our kisSes haVe ou†WorN
Rai
Se a †eN† of shel†er noW, †houGh eVery †hreaD iS †orN
Dan
Ce Me †o †he eND oFLoVe

 

نیازمندیها:: فریادی که سرانجام درنگ است را نیازمندیم.
سخن پایان:: ShoW Me sloWly Wha† I oNly kNow †he liMi†s oF

    [ CoMMeN† ]


>