123

زندگی

_ تو ایران، یه رقاص، یه رقاصه ست، بدرد کاباره ها میخوره. تو خارج، هنرمنده.

_ تو ایران، یه نوازنده، یه مطربه. تو خارج، یه هنرمنده .


_ تو ایران، یه نقاش، یه آدمِ بیکاریه که مجنون شده. تو خارج، یه هنرمنده.

_ تو ایران، یه هنرپیشه، اون کارست! تو خارج، یه هنرمنده.

_ تو ایران، یه خواننده ، این کارست! تو خارج، یه هنرمنده.

_ تو ایران، یه هنرمند، یه معتادِ عیاشِ دائم الخمیره! تو خارج، یه اسطورست.

 

اونی که میخواد تو این دنیا زندگی کنه، کاری با چیزایی که باعث میشن زندگیش خراب شه نداره. اما تو ایران اگه به هیچی کاری نداشته باشی و بیخیالِ همه چی زندگی کنی، میگن مهر میهن نداره! یا میگن : تو هیچ میدونی دورو برت چه خبره؟! بعضیام میگن: اول ببین وضع مملکت چجوریه، بعد به فکر گردش باش!


پ.ن:
منم ازون دسته افرادیم که در کمال محدودیتم، در کمالِ بیخیالی ، دوس دارم زندگی کنم.


پ.ن:
این The LaSt SAMurai هم ازون فیلماست که آدمو یادِ معنای واقعیِ زندگی میندازه... نه زندگی !

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها : زندگی ، اجتماعی