123

200

زندگی :
 MoN: حدود 15 میلیون تومن از خونمون گم شده! اوضاع خرابه! تو ندیدیش؟!
^ نه .
Tues: مامانم خیلی ناراحته، اونروز که گم شده، تو اومده بودی خونه مون، کارِ توِ ؟
^ نه .
WeD: از فالگیر وقت گرفته بره ، دیوونه شده. تو فکر میکنی کاره کیه؟
^ نمیدونم.
Thu: مامانم داره به تو شک میکنه، اونروز فقط تو خونه مون بودی... راستشو بگو ...
^ نه .
FRi: دیریم میریم گردش !
^ خوش بگذره!
SaT: رفتن فالگیر، عکسِ یه دخترِ قد بلندو انداخته تو آینه! دیگه مطمئن شده تو بودی.
^ عجب!!!!!
SuN: مامانم میخواد بهت زنگ بزنه بگه پولارو ورداشتی بیار!
^ خوب بزنه!
MoN: مامانم میترسه آبروش بره، دیگه بهت زنگ نمیزنه.
^ باشه! 
پ.ن: ..... .. .. ...... !! 
 
از قلم افتاده جات:
* بعضی مردا، قاطیِ کثیفی میشن، لیاقتِ زنِ خوب رو ندارن، و برعکس.
* بعضی زنا، احمقن، لیاقتِ مردِ خوبو ندارن، و برعکس.
* بعضی بچه ها، باجنبن، والدین حالیشون نیست ... این دیگه برعکس نداره!
* موقع ازدواج، بشین از اول به همه چی خیلی خوب فکر کن،و وقتی به تنیجه مثبت رسیدی؛ 
بشین دوباره از اول فکر کن!
 
ازین گوشه دنیا تا اون گوشه دنیا... :
اسمِ یه بچه 2 ساله رو، نوشتن تو انجمن منسا، بعنوانِ کوچکترین نابغه. 
چون به محیطش آگاهه، تو 9ماهگی حرف زدن رو شروع کرده و الان که 2سالشه، 
جمله های پیچیده میسازه... 
یه لحظه، بدجوری احساسِ پوچی کردم ... 
به خاطرِ حرف زدنم تو 7ماهگی و شعر و قصه هایی که تو 18 ماهگی میخوندم 
به خاطرِ صدای وضعیت قرمز، بمباران، جمع شدنمون تو پناهگاه ...
 
همینجوری:
_ این سریاله ،night after night  جوگیرم میکنه! نمیدونم چرا!
_ جدیدا حوصله هیچ جوری مهمونی رو ندارم!
_ دلم بستنی میخواد!
_ اینجا هنوز شلوغه .... همه چیو نمیتونم بنویسم !
_ خوشی نزده زیرِ دلم، فقط ... 
_ چیزی نمیخوای بهم بگی، نگو به ...
بیخیال بابا 
 
سخن پایان ::  غلام حلقه به گوش داشتن، موهبتی ست، که شامل هرکس نمیشود!
نیازمندیها :: MuCH MuCH MuCH MuCH MoNeY
  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۸
تگ ها : اجتماعی