جمعه ۱٥ آبان ۱۳۸۸


________

آمریکا، آمریکا. ننگ به نیرنگ تو خون جوانانِ ما میچکد از چنگ تو .
 پ.ن: اگر دقت کنین، این شعر خیلی با مسماست!


+ کتابهای دخترا از پسرا باید جدا بشه. + دخترا باید از پسرا کمتر درس بخونن، تا سن ازدواج نره بالا
+ دخترا باید به موقع ازدواج کنن، تا پسرا به راههای بد کشیده نشن.
+ دخترا هرچی احمق تر باشن، بیشتر به دردِ زندگی آینده میخورن.
+ دخترا تو این مملکت، همیشه بدبخت بودن، هستن، خواهند بود.
استثنایی هم وجود نداره.
++ آهای! آقایون، شما که صداتون کلفته، زورتون زیاده، همیشه هم زیاد میخورین،
صبح که از خواب پا میشین صورتتون رو دست میکشین میبینین زبره،
دقیقا چه احساسی بهتون دست میده؟!
Ħ ازکلمه خاله خوشم نمیاد.اما ازینکه دارم aunt میشم، خوشحالم! 
ΐ₫ این شیشه، خیلی چیزِ باحالیه!غیر صافی و پاکیش، خیلی لطیف و حساسه
باید هواشو داشته باشی، مواظب باشی، حواست بهش باشه که نشکنه!
سخن پایان: حسش نیست!
نیازمندیها: اون مدادِ جادویی تو اون کارتونه، پسره هرچی میخواست باهاش میکشید.
بعد به راحتی تبدیل به واقعیت میشد!

    [ CoMMeN† ]


>