یکشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۸


به پات میشینم شب و روز، تا باتو عمرو پیرکنم ...

شاعران، نویسندگان، فلاسفه، عرفا، روانشناسان و ... هرکدوم یه نظری دادن. واین نوشته هم خلاصه ای از نظرِ شخصی منه در مورد عشق 2 انسان.قضاوت، اظهارنظر، موافق یا مخالف بودن، با شماست.

عشق( منظورم عشق کاملا واقعی و قابلِ لمسه) ، در طولِ زندگی، گریبانگیرِ افراد مختلف میشه.

احساسات و هوس و کنجکاوی و میل جنسی رو در دورانهای مختلف زندگی، نباید با عشق اشتباه گرفت. اینکه رابطه جنسی عشق رو محکمتر میکنه درسته، اما چیزای مهم دیگری هم وجود دارن.

هرفردی، ممکنه از هر لحاظی، در هردوره از زندگی، وبه اشخاص مختلفی، عادت کنه و انواعِ وابستگیها رو هم تجربه کنه. اما عشق فقط یکبار به وجود میاد و تا آخرِ عمر هم باقی میمونه.

 

اما خیلی ها، فرقِ بین ارضای جنسی، ازدواج، عادت، تکیه گاه، دوست داشتن و ... رو با عشق نمیدونن. برای همین، در طولِ زندگی به نظرِ خودشون، دلشونو چندین معشوقِ مختلف میشکنه! یا حتی بعد از ازدواج، یادِ عشق قبلیشون میفتن و ابرازِ پشیمونی میکنن. همچین افرادی، هیچوقت نمیدونن که واقعا چی میخوان.

عشق مثل یه مهمون ناخوندست. که اگه سرو کلش پیدا بشه، هیچ راه فراری نداری

تو مکه عشقی و من ، عاشق رو به قبله تم


میمیرم از عشق چشات اگه ندی تو حاجتم

تفسیر عشق: در موردِ خودِ عشق، هیچ توضیحی وجود نداره. کسی که عاشقه، میتونه بشینه ساکت و همینجوری معشقوقشو نگاه کنه اما هیچوقت نمیتونه بیان کنه اون احساس و لذت و آرامشی رو ، وقتی که کنارِ معشوقشه.

عشقِ مجنون به لیلی، دور از باور نیست. چون عشق واقعا کور کنندست...

 

عشق یکطرفه:
معشوق ممکنه که از فردِ عاشق اصلا خوشش نیاد، یا فقط دوسش داشته باشه. اگه خوشبینانه نگاه کنیم، ممکنه این دو نفر باهم تشکیل زندگی بدن. و دچارِ مشکل هم نشن.

 

عشق دوطرفه:
دونفر، به شدت عاشق هم میشن، و این عشق ، بهمراهِ اونها جوان، میانسال و پیر میشه. ممکنه باهم ازدواج کنن، همیشه دوست بمونن، یا حتی ممکنه ازهم دور باشن. اما هیچ اتفاقی باعث ازبین رفتن این عشق نمیشه.

 

عشق چند نفره:
وقتی دو ( یا حتی 3 و بیشتر) ، عاشق یک نفرِ خاص میشن. درین حالت، تصمیم گیرنده، معشوقه. چون باید بین این چند نفر ، با کسی باشه که بیشترین احساس رو بهش داره.

 

عشق در یک نگاه:
این حالت نباید با هوس اشتباه گرفته بشه. چون شهوت، زود از بین میره ، اما عشق برای مدتی طولانی پایدار میمونه. و اگه قوی باشه، و تفاهم بین دو طرف زیاد باشه، شدتش هرروز بیشتر میشه.

 

عشق با مرور زمان: دو نفر که همدیگه رو دوست دارن، و احساس میکنن که بهم نیازدارن ، و بهم عادت کردن. به نظر من، این یه نوع دوست داشتنه، نه عشق. اونها، سعی میکنن زندگی آرومی باهم داشته باشن.

 

بعضی ها، تا اخر عمرشون عشق واقعی رو تجربه نمیکنن.

بعضیا هم هستن که عشق رو در جایی پیدا میکنن.

 

عشقِ افرادِ متاهل به دیگران: این دردسرسازترین نوع عشق محسوب میشه. فرد چند ساله که ازدواج کرده، درظاهر مشکلی نداره، اما پیش میاد که درجایی، این فرد، عشقش واقعیشو پیدا میکنه. درین صورت، چندراه وجود داره:

 

1. به زندگی با همسرش ادامه میده، درحالی که فردِ دیگه ای تو قلبشه و فکرشو مشغول کرده. ممکنه رفتارش عوض شه، و فرد، به اصطلاح، برای حفظ آبرو ، یا عادتی که به همسرش کرده، و ترس از عواقبِ جدایی، به این زندگی ادامه میده. داشتنِ فرزند، هم یکی ازین دلایله.

 

2. احساسشو به عشقش میگه، اگه 2طرفه بود، از همسرش جدا میشه. و به زندگی با عشقش ادامه میده. البته باید توجه داشت، زندگیِ گذشته فرد، یه جایی رو در زندگی جدیدش همیشه اشغال میکنه. چون از چنین خاطراتی نمیشه فرار کرد.

 

3. فرد هم عاشق شده، هم میخواد همسرش رو داشته باشه. برای همین، به صورت پنهانی، روابطش رو با عشقش ادامه
میده. که دو حالت داره، یا لو میره، یا نه.

 

کنترل عشق:
عشق قابلِ کنترله، تا کار به جنون و رفتارهای غیرعادی نکشه. و این بستگی به رفتارهای 2 طرف داره. اما اگه عاشق دچارِ ترس یا یه احساسِ مشابه بشه، عشق از کنترل خارج میشه و ممکنه عواقب بدی رو در زندگی خودش و بقیه باقی بذاره.

 

عشق و نفرت و فراموشی: به نطر من، یه عشق واقعی به نفرت تبدیل نمیشه ، از بین نمیره، و هیچوقت هم فراموش نمیشه. پشیمانی هم در عاشق شدن، واقعا سودی نداره!

 

شما چطور؟! تا بحال شده عاشق بشین؟ و اگه شدین، از کدوم نوع بوده؟

    [ CoMMeN† ]


>