123

ای دوست بیا تا غمِ فردا نخوریم ...


از آمــــــدن بهــــار و از رفتــــن دی اوراقِ وجودِ ما همـــی گــــردد طی

می خور مخور اندوه که فرمود حکیم غمهای جهان چو زهر و تریاقش می

آخرای سال که میرسه، اگه کسی هدفی تو زندگیش داشته باشه، یه گذری میکنه به سالی که گذرونده ، و کارایی که کرده ، و تجربه هایی که کسب کرده رو با خودش مرور میکنه.
نتایجی میگیره و تصمیماتی واسه بهتر شدنِ زندگی ، رسیدن به خواسته ها و اهدافش میگیره.


* این سالی که گذشت، واسه من ، پر از تجربیاتِ جدید و عجیب و اتفاقاتِ بسیار بد، ناگوار ، و خوبی بود... معنی بعضی چیزا رو بیشتر درک کردم، جامعه ای که توش زندگی میکنم رو از زاویه های دیگه ای فهمیدم، هنرهای جدید رو تجربه کردم، معلوماتم زیادتر شد ... و ازهمه مهمتر اینکه، خیلی هارو تونستم خوشحال کنم.


* معنی واقعی عشق، فداشدن، تنهایی، لذت، احساس، انتقام، دوست داشتن، دوست داشته شدن، هوس، عادت، خستگی، جنبه، غیرت، خوشحالی، خنده، گریه ، زجر، اشتیاق، پوچی، امید، آزادی، درد، نگرانی، استرس، تنهایی، شکست و پیروزی و مرگ رو با تک تکِ سلولام بیشتر و بیشتر و بیشتر لمس کردم ، و چیزی بنامِ سرنوشت یا شانس و butterfly efect ای که میگن رو از نزدیک دیدم .


* سنتها، تفکرات، عقاید، سلایق، نظرات و رسم و رسوم های مختلفی رو از نزدیک دیدم، و به عمقِ تنهاییم بیشتر پی بردم و اینکه من کجا، اینجا کجا!

* متوجه شدم، توانایی اینو دارم که تویه جزیره دور افتاده تنهایی زندگی کنم!

... بقیش تاریخ مصرفشون گذشت !

پرکن قدحِ باده که معلومم نیست کایندم که فرو برم برآرم با نه



سخن پایان:
نتــــوان دل شادرا بغـــــم فرسـودن وقت خوش خود بسنگ محنت سودن

کس غیب چه داند که چه خواهد بودن می باید و معشـــوق و بــکام آسودن

حکیم عمر خیام
  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها : زندگی