123

پارازیت

وقتی نوروز میشه، همه آشناهای دور و نزدیک و فامیلای نزدیک ، تازه یادِ هم میفتن که لباسای نو شونو بپوشن برن بهم سر بزنن و ماچ و بوسه کنن و میوه و شیرینی و آجیل بخورن ، یه نگاهی هم به اسباب و وسایل خونه بندازن ...
و اسمِ این سنتِ بسیار ارزشمند هم دید و بازدیده!
اگه بخوای سنت شکنی کنی هم هزار جور حرف و حدیث و اخم و تَخم نثارت میشه !
هیچیم بدتر ازین نیس که
:::

* داری گیم بازی میکنی، و در حالِ کشتنِ رییس بازی هستی و جای بسیار حساسشی ، و هیچ جای SaVe هم نداری ، یهو میبینی مهمونی میاد که تو زیاد خوشت نمیاد ازش! بعد تو همینجوری بیخیال میشینی کارتو ادامه میدی ! و وقتی موفق میشی ، تازه یه دموی خیلی باحال واست میذاره که اصلا نمیتونی ازش بگذری!
در طولِ این جریان هم ، باید بری چایی بگیری به مهمونا !

* جلو آفتاب لم دادی نیمه عریان ، به چیزای قشنگ قشنگ فکر میکنی ، یهو زنگ میخوره و 10 نفر یهو میان خونتون! و همه شونم میخوان تورو ببینن ! و تو مجبور میشی پاشی بری دست و روتو بشوری، لباس بپوشی بری بشینی جلو مهمونا ، که هر 10 دقیقه یه بار، هی تعریفت کنن هی بگن به به! ماشاللا! هی برنن به تخته ! هی بغلت کنن ماچت کنن !! ( بدون اینکه پسر مجرد داشته باشن !)
توام آب شی همش!!

* قراره یه فیلمِ باحال نشون بده فلان شبکه، اما نتونی با خیالِ راحت نگاهش کنی! چون باید برای 1 بار در سال، بچه خونواده بشی و بری باهاشون عید دیدنی!

 

* و چیزای دیگه ! که دیگه خیلی خاله زنکی میشه !!


خبرها و نظرها !!


* بالاخره، تاریخ طبریامو پیدا کردم! + چندتا کتابِ دیگه !!

* تازگیا چشم به یه چیزایی روشن شده ، که هیچوقت نمیخواستم ببینمشون!

* به نظرم، دید و بازدید باید در طولِ سال ادامه داشته باشه!

* میخواستم پندی از 100 پند عبید زاکانی بنویسم، ترجیحا خودتون برید بخونید بهتره!!

* بقیه گفتنی هارو ... بعدا میگم !!!

 

نوروزِ خوش و خرمی داشته باشید!!

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها : اجتماعی ، زندگی