123

Walk Walk , Bit.. BaBy

چندوقتیه، قلمم کند شده؛ نه شعری گفتم ، نه مقاله ای نوشتم و نه بحثی کردم.
همیشه حرفی برای گفتن هست، اما یه چیزی مانعش میشه ...

پول !
پولِ مفت، شخصیتِ مفتم میاره! مهم نیست ارثیه باشه، پولِ جیبِ باباجون باشه، مهریه باشه، رشوه باشه ... مهم اینه که بدونِ زحمت بدست اومده!
ازین پولا داشته باشی، کسی ازت نمیپرسه حرفت چیه، کارت چیه، هنرت چیه، دغدغت چیه، هدفت چیه، آرزوت چیه، احساست چیه ...
فقط باید بگی چقد پول داری؟!

احساس !
احساس دو بخشه : پول + س.ک.س
بخش اول که تعریف شد ، و بخش دوم، تشکیل شده از یه سوراخ و یه میخ بدونِ هرگونه حاشیه و چاشنیِ دیگه ای.

وقتی مرد به زن میگه : اولین بار که دیدمت، عاشق س ی ن ه هات شدم! و زن قند تو دلش آب مبشه، دیگه باهم چند ساعت قدم زدن تو پارک و گوش کردن موزیک و فیلم دیدن و نوازش و ازین گونه مزخرفات احساسی میخوان چیکار؟!

و ازچیزایی که بحث مربای تلخ اینجا نوشته هم کاملا معلومه که تو میهنِ عزیزمون ، س.ک.س به نوعی، از تابو بودن تبدیل
شده به یه عقدهء وخیم.



دغدغه!
مخ زدنِ پسر همسایه بخاطر ماشینش؟ کفش 150 تومنی؟ مانتوی 370 تومنی؟ سرویسِ طلا ، ازونا که دخترعمه مهری جون خریده؟! گوشی موبایل؟!
آخه چقدر؟!

رسیدن ...
میگن اگه ، اگه چیزیو از ته دلت بخوای، بهش میرسی.اما مطمئنی که تو به اون تعلق داری واقعا؟!
اگه رسیدی و دیدی که راهِ سخت تری در پیش داری چیکار میکنی؟!
واقعا ته دل مهمه یا منطق؟!!!

نیازمندیها:: .. .. ..
........ ... .... ...... ... . ........... ... .


سخن پایان:: I'm RunNinG loW oN OXyGeN



  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها : اجتماعی