سه‌شنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸٩


Do You WanNa With Me TONiGht?

در چشمانِ پر از ع ش ق ِ موجواتِ 21 انگشتی

رنگی از سایه‌های سبز آبی

پرسه زنان

بر ش ه و تِ تن‌های پر غمزهء مادیان‌های ظریف

بوسه میزند.

ق ل ب

از رقصِ پ س ت ا ن های سفیدِ خوش‌ترکیب

شورشی عظیم

در عمقِ آ ل تِ پنهانِ آغوش

بر می خیزاند ...

و ع ش ق

در بحبوبه عشوه‌گری‌های قوسِ کمر

از دودِ مسمومِ هوس می‌میرد !

دراین حین


چاشنیِ اسکناس


این عریانی را سرعت میبخشد ...

و اینگونه است

که لبهای خسته از مکیدن ...

التیامِ بوسه را

در

بی‌انگیزگی زخم‌های زندگی

به نیستی میسپارند.


آرامشِ این موجودات

در خریدنِ نازِ از هم باز شدنِ ساقها میماند

و

اندیشهء حقیقتِ زیستن،

چشمانِ جستجوگرِ حقیقت،

و جستجوی فریادِ دیدن

برای همیشه

فراموش میشود...

 

و این داستانِ بی پایان، همچنان ادامه دارد ...

    [ CoMMeN† ]


>