جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩


دوستت دارم

شبم در بسترِ تاریکِ خواب است


خوابِ مستی دیدنش را، دوست دارم


نبضِ سردِ چشمِ غمگینِ زمان را


بدونِ مرهمی بر زخم، دوست دارم


به سوگندِ هوس، عشق دروغ است


دروغِ مردهء افسانه ها را، دوست دارم


دلم با کودکی، دلخوش به رویاست


من آن رویای پروازِ تا ابد را، دوست دارم


پرستش، حکمِ زنجیر بر دل آویخت


آتشِ دوزخِ برخود رمیدن را، دوست دارم


لحظه لحظه، چشم در اشک می‌میرد


خیسیِ آغوشِ شب را در شراب، من دوست دارم

 

 


سخن پایان :: ...

    [ CoMMeN† ]


>