123

HaSTaLaViSta BaBy

1. آه ! دادم از دردِ بی‌درمان خود ، که چگونه شبهای سرخین حیاتم را ربود
که چگونه با جسارت آمد و ، به چارسوی زمان ، جلوه‌ای ابله گون هدیه داد.

2. خودمو آتیش میزنم میرم خیابون، این جوری وقتی میدوم کسی جلودارم نیس!

 

3.آخه نونِت نی، آبت نی، تبلیغ اسلام میکنی؟؟ ساعت 6 صبح اذانو میندازی تو بلندگوی مسجد که چی بشه؟؟ مث پتک بخوره تو کله مریضا، پیرا، آدمای کج اعصابی مث من؟؟ فک میکنی اینجوری اسلامت تبلیغ میشه؟؟؟

پ.ن: تشنه قدرت که میگن همینه! مسخ و دیگر هیچ!

پ.ن: وای بر اذهان چرکینتان، وای بر شما، که رنگ کثافت گرفته زمانتان...

 

4. این منو یاد گنجی میندازه...

پ.ن: من میخوام تو نقشه زندگیم، امروز نباشه.... چطوری پاکش کنم؟

پ.ن: هی تو!!! اون همه ادعا.. چی شد حالا؟ زکی! دیدی حالا!! دیدی کم میاری؟ حالا بشین هی از خودت بتعریف!

 

5. تمدن از شرق شروع شده، کم کم داره تو شرقم تموم میشه!

 

6. در جواب سوال هفته پیش، میگم::

ثروت، برای عشقِ علم اندوزی!

ثروت و علم و عشق، هر چی داشته باشی بازم کمه!

 

7. از وقتی به دنیا اومدم، همش جنگ بود و هست... این خالقِ یکتا، بجز میدون جنگ جای دیگه ای نداره توش آدم بکاره؟؟

پ.ن: چرا خاطره همش باید تو کوله بار باشه؟؟ من میریزمش تو قمقمه!! .... میدونی چرا؟

خوب بیــــــد؟؟ !!!

O|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|O

دیدنیها:: فرهنگ اصطلاحات جوات!

پ.ن: بیا تووو خودت بیا تووو !

O|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|O

نیازمندیها:: به یک دلاک، یک کارشناس مواد غذایی و رادیویی، یک معلم جمله سازی، و از همه مهمتر ، یک روانکاو خبره نیازمندیم!! واسه کی؟؟؟ خب معلومه دیگه! واسه مشنگمون!

O|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO

پرسش:: کی میدونه مرز کجاست؟؟

O|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO|<>|OO

سخن پایان ::

من و یه دنیای غریب،

من و تنهایی دل،

من وسیلی از اشک یخی،

من و اقیانوس خیال،

من و توهم حضور یار،
من و یک شب باران‌زده

از پرتو سرخ وصال.

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸٤
تگ ها : اجتماعی