پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٤


CoMo SieNto Yo!

2.

غروب زمستان است

غروب سایه‏‌ها

ردِ لی‏لی گچی

در کنج کوچه بن‏‌بست خاطره

صدای محو کودکان

جای بازی اینجاست

کودکان میدانند

شهر آرزو کجاست

هم‏‌نفس میخوانند

آرزوهای کودکی ....

پرمیزنند

از فریاد لحظه‏‌ها

به قعر از دست رفته‏‌ها

زخمی چرکین

گچِ مانده را میشوید

اینجا غروب زمستان است

 

1.

در فراسوی عشقی دودی

سیگارم هنوز

از بوسه تو خونین است!

و تو

پکی به قلبم میزنی

و خاکسترش را

میریزی سطل آشغال!

 

3..... سلام جیگر! خوبی؟

و دخترک با عشوه‌ای تهوع آور، پشت میز مینشیند.

... آره ! پسرو باید خر کرد، باید چاپیدش! پسرا همشون نامردن! و .. و .. و ... !

پ.ن :: خودت خیلی مردی؟؟!

پ.ن :: پسر دختر نداره که! بعدش میگن : تو چرا اعتماد نداری!!

پ.ن :: بیا وسط قرش بده ! ما آس و پاسیم بیخیال!

 

5. اگه گم شدی، بگو پاک سازی کنم...

 

4. پــــــــــــــــول ، و دیگر هیچ!

 

 HoLd-Me

سخن پایان:: کلاس ملاسو بیخیال، لیسانس میسانسو بیخیال!

 

    [ CoMMeN† ]


>