123

هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری، من اون ماهو دادم به تو یادگاری

1. روزی مهرو موم آینه چشمانم را باز میکنی، روزی که من از روزنه گوری تاریک نفس میکشم.

(-_-) (-_^) (*_*) (^_^)

2. آسمان را بو میکشم.ستاره‌ها سوخته‌اند. و ماه، در سوگ پولکهای نقره‌ای، به تنهایی میگرید.

(-_-) (-_^) (*_*) (^_^)

3. هیچوقت به سرنوشت فکر نمیکنم، چون یادم میفته که همه چی از قبل تعیین شده.

(-_-) (-_^) (*_*) (^_^)

4. تا حالا فکر کردی، اکثر زیبارویان، اونقدر در غرور خودشون غرق میشن، که به هیچ چیز دیگه‌ای فرصت فکر کردن ندارن! هیچ‌گونه اطلاعات و فهم و شعوری هم ندارن!

پ.ن: تو که اینقدر خوشگلی، چرا باطنتم زیبا نمیکنی که همه به نیکی ازت یاد کنن؟؟

پ.ن: گفتیم همه چی این دنیا نسبیه؛ اما دیگه نه اینقدر!

(-_-) (-_^) (*_*) (^_^)

5. نگران از دست رفتنِ ورقهای تقویمت نباش! خودم برایت جمعشان میکنم ...
و خاطره‌های نداشته‌مان را در آن یادآوری میکنم.
میدانم که چقدر برایت دلنشین است.

(-_-) (-_^) (*_*) (^_^)

6.

In My DreaMs I CaN See You , I Can Tell You How I Feel
In My DreaMs I CaN HolD You , anD iT Feels So Real

!JuSt iN My DreaMs

پ.ن: مدتیه که بیخوابی زده به سرم!

(-_-) (-_^) (*_*) (^_^)

7. ورای همه، من و خودم خیلی با هم تفاهم داریم!

پ.ن: خودم ، تعطیلات نوروزو رفته سیزده بدر! گفتم واسم سوغاتی بیاره.

تاکید کردم حتما بره ته دریا، از اونجا واسم صدف زنده بیاره، میخوام موقع پیاز پوست کندنی، اشکامو بریزم توش، دلم هوس مروارید کرده!

(-_-) (-_^) (*_*) (^_^)

سخن پایان: نادانی بهترین خوشبختیه.

 LauGH

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٥
تگ ها : زندگی