چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٥


تموزِ سرخ امسال مث هرساله

نفسها مینوازند
نتهای دلتنگیم را.
در شبِ محزونِ ماه
آهنگی از احتیاج را سرمیدهند.
از میان خاکسترهای گرمِ خیال
ققنوسی دوباره،
جان میگیرد.
کاش میشنیدی
صدای بهم خوردن دستهای پرتوانی
که در گنگیِ محض
چهرهء خسته‌ات را نوازش میکنند.
کاش میدیدی
شعله‌های غم را
از پشت خنده‌های کودکانه.
...
قرصِ ماه ابرها را پس میزند.
امشب هم به نیمه رسید!
میروم تا به خوابِ خاطراتِ نداشته‌ام
بغلتم.

 

    [ CoMMeN† ]


>