دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٥


YOu KNoW!

میدونی، وقتی یه مدتی میگذره، آدما کم کم چهره واقعی شونو جیغ میزنن! که آهای! ببینین من چقدر پَست و مزخرفم!!

اونوقته که من میگم، دیدی! توام یه آشغالِ بی مصرفی که هرازگاهی میری حموم بوی گند نگیری!!

پ.ن: همینطور تو، و تو ! و توهای دیگه!

مهم اینه که میدونم کی به کیه!

 

میدونی، حس میکنم زندگی بهتر ازاینم میشه! فقط باید پرده هارو زد کنار!

مهم نیست که تنها باشی، مهم اینه که باشی!

مهم نیست که باشی، مهم اینه که بدونی چجوری باید باشی!

مهم نیست که چجوری باشی ، مهم اینه که زندگی نتونه به گَردت برسه!

مهم نیست که خودم از گفتن اینا حالم بهم میخوره! مهم اینه که جرات گفتنشو دارم!

 

میدونی، وقتی که کسی کاری نداره باهات، در عین حال همه باهات کار دارن، تو ... تو میتونی با یه لبخند تهوع آور، پوز همه شونو بزنی!

میدونی، وقتی تو خلا معلق میمونی، واسه تنوع، خودتو هل بده جایی که دوس داری!

میدونی، تو این دنیای گندِ آشغالِ ... ، آرامشی وجود نداره! فقط داری خودتو گول میزنی!

میدونی، زندگی مث خوردنِ این فلفلای آتیشیه، اولش حالیت نمیشه، بعد که کل وجودتو سوزوند، میفهمی تازه چی به چیه!

میدونی، نه ! هنوز خیلی مونده بدونی که غرق شدن تو دامنه مناره های خالی چه حالی میده!

میدونی، ندونی بهتره!

 

اضافات::

_ تو این ماه مبارک، تنها چیزی که دیدم، یه عده حیوون گرسنه بودن، که از گشنگی همش میپریدن سرو کله هم و با کلمات گهر بار نوازش میکردن!

_ زنیکه احمق! میگه با اینکه خیلی حسودم، واسه اینکه به دینم وفادار باشم، اجازه میدم شوهرم چندتا زن بگیره!

بدبختِ بیچاره! تو اگه دینداری چرا حسودی؟ اصن چرا درس میدی به پسرا؟؟؟؟!!!

 

سخن پایان:: We'll FiGh Unil We WiN Or We'll FiGh Unil We Die

 

 

    [ CoMMeN† ]


>