123

پشت درو ننداختی ننه!

این یه بازیه مزخرفِ بامزه ست، که ممکنه فضولی نذاره که اجرا نشه! منشاءش میرسه به اینجا .منم از طریق یاسی و علی کوچیکه دعوت به این بازی شدم. باشد که درس عبرتی برای آیندگان باشد!

 

شرح بازی:شما 5 مورد تقریبا شخصی درباره‌ی خودتون می‌نویسید و بعدش 5 نفر دیگه رو به بازی دعوت میکنید که اونا هم باید از خودشون بنویسن و 5 نفر دیگه رو دعوت کنن و ...

پ.ن: حالا چرا 5 تا؟ من خوش دارم 7 تا بنویسم!

††††††††††††††††††††††††††††††††

و اما ناگفته ها درباره این موجود ...

1. بعد از 9 ماه و 10 روز، به زورِ آمپولِ درد، به این جهان آمد! در 18 ماهگی یک کاست هنگام شعر و قصه خوانی ضبط کرد! 5سالگی خوندن، نوشتن یاد گرفت. هر مهد کودکی میذاشتنش، در میرفت! تا 8سالگی چپ دست بود.

2. از عروسک بازی و خاله بازی نفرت داشت. در عوض علاقه مفرطی به بازی با کرم خاکی، حلزون، سوسک، عنکبوت و دیگر جانوران داشت. نصف کردن کرمها و چسبوندنشون از سرگرمی های روزانش بود!

 

3. 7سالگی عاشق نجوم و متافیزیک شد! تو فنتزیاش، میرفت تو ساهچاله و مثلث برمودا و ... بهترین دوستاش، فضایی ها ، ارواح و VaMPiRe ها بودن!

4. با دخترها میونه خوبی نداره، جز یکی دونفر، ازبقیه شون بیزاره! پسرها هم همینطور! از بچه های کوچیک هم اصلا خوشش نمیاد.

5. خلاقیت و یادگیریش بالاست اما به قول چند تن از اساتید، مامان، بابا و ... از هوش سرشارش استفاده نمیکنه! در معنای واقعی کلمه تنبله!

6. این یه راز ِ ...

7. قانون شکن،استقلال طلب، کنجکاو، بی احساس، بی خیال، بد اخلاق و سگه و به گفته یک انسانِ بالغ، اخلاقش غیر قابل تحمله!

 

††††††††††††††††††††††††††††††††

و حالا، کسانی که از طرف من دعوت میشن: پاپیونز، پشت نقاب شب، لحظه ها رو باتوبودن، مرگ جنین ‌، ویدا، تیگلاط ، آپاچی بزرگ ، غرور صورتی

 

حریق

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳۸٥