123

بشمر...

آخر نگرشِ گلوله برفِ نامبارک

از ترکش‌های بذرهای اعتماد

چگونه به سرانجامِ چله نشینی اشک رسید؟

در شبِ طوفانِ سرخ‌گونِ آرامشِ ابدی

سلولهای سرخِ شهوت را دانه دانه میکنم...

باشد که شهابی دیگر

بر تنِ خشکیدهء شب

سقوط کند.

  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٥
تگ ها : ادبی