123

eMpTY WiNeGLaSs

 

۱. هر چه بیشتر از سهام عدالت بهره مند میشویم، مهرورزی بیشتر میشود... دعوا، بر سر جمع کردن آشغالهای ته جوب؛ دعوا سر دو حبه قند؛ دعوا برسر یک SMS ... باشد که سفره های نفتیمان را با HUGO خوشبو کنیم ...

2. عصرِما، عصر تکنولوژیست! در رفت و آمد الکترونها، گاهی ضربه هایی غریزانه، خون از IC های جسمهای جاندار جاری میکند!

پ.ن: و بدین گونه، عشق متولد میشود!

3. با نهایتِ غرور از نهانگاهِ دروغ، نگاهی انبوه به انزوای گیسوانِ جو گندمی امروز میاندازیم. شاید که رویای امشب را در تهِ گیلاسی شکسته فالگیری کنیم...

4. هوا که سردتر میشود، استخرِ یخیِ جلوگاهِ کلبه ای ویرانه،به تلخکامی گرهی کور، منحنی های ماتِ پاتیناژ را در خود محو میکند. قعر این استخر، آرامگاهِ گذشتگانیست که در رقص تنِ خود، یخهای زمختِ طبیعت را در شربتی سرخ حل مینمودند...

5. فردا ...

6. یک روز کافیست، برای سیرِ دوباره کودکی... زمانهایی که میخواند: گنجشکک اشی مشی، لب بوم ما مشین، بارون میاد خیس میشی، برف میاد ...
افسوسی کودکانه برای آن کوزه شکسته، که با آب شدن برفها بر دامنِ دخترکِ برفی قدبلندِ وسط حیاط افتاد ...

7.وصیت کرده ام ، برسر قبرم نوازندگان بنوازند، شاید مردگانِ همسایه، خسته از ناله نوحه های بیربط، به وجد آمده، بدور از گیروبندهای مسخره میهنی، در جشن تولدم شادی کنند!

آگهی:: ای کسانی که عقلتان در چشمتان است، لنزهای رنگی رسید! ارزان! زیبا! قابل استفاده در مکانهای عارفانه و محافل عاشقانه!

نیازمندیها:: آب زرشک، مقداری باران، چندتایی ... بماند!

پرسش:: قسم چیست؟

سخن پایان::
.The LeaFs aNd I eNaNgled DanCe a HarMoNie ،I DaRe No SaiN Wih Vain DeliGh


  
نویسنده : eXo†iC ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳۸٥
تگ ها : اجتماعی