# ادبی

123

La DeReCha aQuí, eN MiS BRaZoS

در گمنامیِ آغوشِ بی‌درنگِ غزلواره‌های تاریکِ چشمانِ فردا، تخیلات کودکانه را میرقصم. شورِ پروازِ قاصدکهای مرده، شیونِ بیهوده را میخشکاند و از پرخاشگری لحظه‌ها، نطفه‌ای ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 13 بازدید

123

بشمر...

آخر نگرشِ گلوله برفِ نامبارک از ترکش‌های بذرهای اعتماد چگونه به سرانجامِ چله نشینی اشک رسید؟ در شبِ طوفانِ سرخ‌گونِ آرامشِ ابدی سلولهای سرخِ ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 15 بازدید

123

Till I CoMe!

در حریق بی‌بازگشتِ خنده‌های کودکانه، دریایی ساخته‌ام با بهانه. تا توانم زِ خاکسترهای خیال، قلعه‌ای سازم که با هر سوز باد، بر ساحلِ خستهء ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 11 بازدید

123

NeVeR CaReD FOR WhaT TheY Do

درگرداگرد پایانِ متناهیِ سمفونیِ آغاز، لغات ناملموس را به زنجیر میکشم. کسی میداند چرا همچنانیِ لحظهها از پسِ دالانهای خشکِ شرمساری به انزوای نفرت بار ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 16 بازدید